مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٨٦٨ - ارزش وجدان انسان
که با کاروان مصادف بشوند که اولًا جنگ و خونریزی در کار نیست و ثانیاً غنائم زیادتری گیرشان میآید، اما مصادف شدن با آن گروه دیگر همراه با جنگ و خونریزی زیادی است، به حسب ظاهر هم اینها نباید امید پیروزی داشته باشند و چون پیغمبر گفته بود پیروز میشوید امید پیروزی داشتند، و بعلاوه غنائمش هم نسبت به حالت اول ناچیز خواهد بود، آنوقت قرآن اینها را مورد ملامت قرار میدهد که شما نباید این گونه باشید، شما باید مردمی باشید که در فکر ایمان خودتان باشید که این ایمان را بسط بدهید، در فکر این باشید که کلمه کفر را از میان ببرید نه در فکر این باشید که از کدام راه برویم منافعمان بیشتر است و از کدام راه برویم منافعمان کمتر است.
آیات نصرت خدا
یک سلسله آیات در قرآن داریم که اینها هم خیلی از این جهت منطق قرآن را روشن میکند، آیات نصرت خدا. تعبیر بسیاری از آیات این است: بیایید به یاری خدا بشتابید، بیایید خدا را یاری کنید.
«دین خدا را یاری کنید» به این صورت بیان شده است که بیایید خدا را یاری کنید. تا چه اندازه تکیه و آن اهرم حرکت یک امر معنوی قرار داده شده! میخواهد بگوید میدانید این کار شما چیست؟ در حقیقت خدا را یاری کردهاید. مثل آنجاست که مَنْ ذَا الَّذی یقْرِضُ اللَّهَ قَرْضاً حَسَناً [١] چه کسی به خدا قرض میدهد؟ قرض دادنِ به مردم را قرض دادنِ به خدا تلقی کرده. در این گونه موارد میخواهد بگوید که اصلًا مسئله یاری حقیقت مطرح است؛ به یاری حقیقت بشتابید.
در جنگ حُنین حادثهای پیش آمد که برای مسلمین خیلی غیرمترقَّب بود. مسلمین آمدند مکه را فتح کردند، البته بیجنگ و خونریزی، الّا یک خونریزی خیلی مختصر و کمی. کفار قریش که سالها با مسلمین جنگیده بودند آمدند مسلمان شدند که اسلام اکثر سرانشان اسلام ظاهری بود.
بعد پیغمبر اکرم از همان جا به طرف حنین حرکت کرد که با قبیله هَوازن بجنگند. رفتند و همان کفار قریش که تا دیروز با مسلمین میجنگیدند همراه مسلمین آمدند. [جمعاً] دوازده هزار نفر [بودند.] وقتی که از تنگهای عبور میکردند ناگهان قبیله هوازن ریختند بر سر مسلمین و ابتدا مسلمین فرار میکردند، یک نوع شکستی هم نصیبشان شد ولی دومرتبه پیغمبر اکرم افرادی را جمع کردند و با آن عده کمی که باقی ماندند و وحشت زده هم بودند [جنگیدند.] و مخصوصاً همین افراد ضعیف الایمان که در میان مسلمین بودند بیشتر سبب شکست مسلمین شدند چون اینها تا احساس خطر کردند فرار کردند و فرار اینها سبب شد که دیگران هم فرار کنند. (آدمهای ضعیف وقتی که در یک جمعی باشند نه تنها کمک نیستند بلکه سبب ضعف هم هستند.) بعد مسلمین
[١] بقره/ ٢٤٥.