مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٩٤٧ - ارزش وجدان انسان
رسالت ادیان الهی
بعلاوه مطابق این بحثی که الآن درباره مذهب طرح کردیم که از آیات بعد هم باز باید استدلال و استشهاد بکنیم، همین طوری که خاستگاه مذهب آن نیست که آنها میگویند، رسالت مذهب هم این نیست که مذهب فقط برای جلب و نجات و تأمین منافع یک طبقه آمده ولو آن طبقه طبقه مظلوم باشد، بلکه دینهای الهی رسالتی دارند که در آن رسالت، نجات طبقه مظلوم و منافع طبقه مظلوم هست نه اینکه برای این آمدهاند، چطور؟ قرآن میگوید پیغمبران، گذشته از اینکه میخواهند یک پل ارتباطی میان انسانها و خدا بزنند و میخواهند پرستش حق را برقرار کنند، آمدهاند عدالت را به عنوان یک ارزش و یک کمال انسانی برقرار کنند، ارزشهای انسانی را برقرار کنند. البته وقتی که عدالت برقرار میشود طبقه مظلوم به حق خودش میرسد. اگر ما بگوییم اینها برای تأمین منافع طبقه محروم آمدهاند، یعنی محرکشان فقط مادی است. اگر مادی باشد قضیه ارزشی ندارد. ولی وقتی ما میگوییم برای انسانیت و ارزشهای انسانی آمدهاند [محرکشان مادی نیست] و لهذا عدالت اصالت دارد.
فرض کنید که حق یک انسان- کم باشد یا زیاد- به دست افرادی پایمال شود. هزار تومان انسانی را کسی بیاید به زور و ظلم بگیرد. اینجا پای دو ارزش در میان است: یکی ارزش مادی و آن اینکه هزار تومان از جیب انسان رفته. دیگر ارزش معنوی و آن این است که به حق و عدالت ستم شده. اگر ما از نظر ارزش مادی در نظر بگیریم فرقی نیست میان آن هزار تومانی که کسی به زور از من گرفته و هزار تومانی که من به دست خودم برای موردی بدهم. اگر آنجا دلم میسوزد اینجا هم همان قدر دلم میسوزد، چون جیبم یک اندازه خالی میشود. فرق نمیکند که من هزار تومان را برای خودم خرج کنم یا برای فردی به اختیار خودم خرج کنم و یا هزار تومان به آن شکل [از من ربوده شود،] چون به هر حال هزار تومان از دارایی من کسر شده، و ارزشش یکی است.
اما مسئله دیگر این است که در اینجا نه فقط هزار تومان از دست من رفته، بلکه حق در جامعه پایمال شده و عدالت درهم شکسته است. اگر از این نظر بگوییم، میلیونها تومان هم برای انسان ارزش ندارد [در مقابل اینکه بخواهد حقی ضایع شود.] یعنی اگر من به دست خودم تمام داراییام را خرج کنم، به اندازه اینکه حقی اینجا پایمال شده، بر روح من زیان وارد نشده است. و لهذا اولیاء در مسائل دنیایی و مادی، آنجا که فقط جنبه ارزش مادی در کار است بیاعتنا هستند، میگوید تمام زرهای دنیا هم برای من پشیزی ارزش ندارد، ولی آنجا که پای درهم شکسته شدن حق و عدالت در میان است یک درهم هم فوق العاده ارزش دارد، یعنی اگر یک درهم بخواهد جابجا بشود آنجاست که شما علی را میبینید مثل اینکه دنیا را به سرش خراب کردهاند.