مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٧٢٧ - ارزش وجدان انسان
سوسیالیسم علمی
بنابراین سوسیالیسم یعنی زندگی اجتماعی که «من» ها تبدیل به «ما» بشود و این هم مشروط به این است که مالکیت ابزار تولید از صورت انفرادی به صورت اجتماعی دربیاید، و مالکیت ابزار تولید هم از صورت انفرادی به صورت اجتماعی درنمی آید مگر آنکه ابزار تولید به یک مرحله خاصی از تکامل برسد؛ و به این دلیل این را «سوسیالیسم علمی» میگویند، یعنی سوسیالیسمِ آرزویی نیست که ما بگوییم زندگانی دسته جمعی خیلی خوب چیزی است، حالا که خوب چیزی است پس کوشش کنیم به وجود بیاید. این به میل و آرزوی ما نیست، خودش جزء قوانین طبیعت است. آیا ما میتوانیم گندمی را که میخواهیم به وجود بیاید با صِرف آرزو به وجود بیاوریم؟ ما دلمان میخواهد که صد خروار گندم داشته باشیم. این یک قانون و حسابی دارد. بذری باید باشد، بذر باید کاشته بشود، فصل زمستان است باید این فصل منقضی بشود بهار بیاید. بهار هم که آمد و بذر کاشته شد مدتها باید طول بکشد تا اینکه از زمین سر در بیاورد، بعد مراحلی را طی کند تا به مرحله خوشه گذاشتن برسد، تازه به آن مرحله که برسد وقت دروکردن و چیدن آن است. به اختیار ما نیست.
به همین جهت اسم آن را «سوسیالیسم علمی» میگذارند یعنی سوسیالیسمی که قانون علمی و طبیعی دارد و انسان باید آن قانون را بشناسد و خودش را با آن تطبیق بدهد. انسان آن مقدار میتواند در ایجاد سوسیالیسم علمی دخالت داشته باشد که در هر امر طبیعی دیگری احیاناً میتواند دخالت داشته باشد. مثلًا یک گندمی که کاشته، میتواند با وجین کردن یا مبارزه با آفاتش یا آب رساندن [به رشد آن] کمک بدهد و الّا نمیتواند مطابق آرزوی خودش مثلًا در فصل زمستان بگوید که من میخواهم گندم را در همین برفها ایجاد کنم؛ این امکان ندارد. باید او خودش را با آن قانون تطبیق بدهد.
سوسیالیسم عرفانی
نقطه مقابل این سوسیالیسم آن نوع سوسیالیسمی است که مذهبیها میگویند و از قدیم بیشتر اهل عرفان به آن تکیه کردهاند. مسئله تبدیل شدن «من» ها به «ما» به عنوان یک اصل اخلاقی انسانی جزء قدیمترین اصلهای تاریخ بشر است. در کتابهای تاریخ ادیان میگویند یک جمله است که در تمام ادیان عالم- ادیان بسیار قدیمی و ادیان جدیدتر که اسلام را جزو ادیان جدیدتر باید حساب کرد- وجود دارد و آن جملهای است که در تعبیرات اسلامی ما به این صورت آمده: