مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٩١ - ارزش وجدان انسان
و به علت غائی کاری ندارند. گفتهاند برای اینکه تاریخ صورت علمی پیدا کند، چه ضرورتی دارد که ما دنبال علل برویم؟ بلکه ما دنبال ماهیت میرویم، ببینیم ماهیت یک واقعه چیست؟ مثلًا میگوییم مشروطیت در ایران پیدا شد. یک وقت هست که ما میرویم دنبال عللی که باعث شدند نهضت مشروطه پیدا شود و منتهی شدند به وضعی که ما اسمش را «مشروطه» گذاشتهایم، و یک وقت هست که ما اصلًا به علت کاری نداریم بلکه میگوییم: مشروطیت چیست؟ و ماهیت آنچه را که وجود پیدا کرده است میشکافیم. البته شکی نداریم که تفسیر کامل، هم علت خارجی شیء را بیان میکند و هم ماهیت شیء را. در باب علوم، در این بحث نهضتی پیدا شد. گفتند علمای قدیم خیلی کوشش میکردند دنبال علتها بروند ولی علم جدید تمایل پیدا کرد به اینکه دنبال علت نرود، دنبال کیفیت و چگونگی برود، زیرا اگر به کیفیت و چگونگی یک شیء دست بیابد بهتر میتواند از آن استفاده کند تا اینکه دنبال علت آن برود، مثل کاری که در شیمی انجام میدهند که یک جسم را تجزیه میکنند. فلان گیاه را تجزیه میکنیم، ماهیتش را به دست میآوریم، حال علتش هرچه هست. چگونه به دست میآید؟ چه علتی این را به وجود میآورد؟ اینها چه تأثیری دارد؟ ماهیتش را که شناختیم بهتر میتوانیم از وجودش استفاده کنیم. یا مثلًا این لامپ در این شرایط خاص، اگر چیزی که ما آن را الکتریسیته مینامیم جریان پیدا کند، روشن میشود. چیزی که برای ما مهم است این است که بدانیم این تحت چه شرایطی روشن میشود؟ چگونه خاموش میشود؟ چطور ممکن است برق به یک انسان صدمه بزند؟ چه عایقی برایش به وجود بیاوریم؟ اما اینکه برویم دنبال علت واقعی آن، اثری برایمان ندارد. این بوده که بعضی به جای اینکه در تاریخ دنبال علل تاریخی بروند، دنبال بحثهای ماهیت تاریخی رفتهاند. ولی این کار کاملی نیست، چون تا علل شیء به دست نیاید ماهیتش نیز بدرستی به دست نمیآید.
بحث اصلی این است که ما در تاریخ قائل به علیت بشویم یا نه؟ قبول میکنند که ما در تاریخ باید قائل به اصل علیت بشویم. واقعاً هم حرف درستی است، چون اصل علیت را در هیچ چیزی نمیشود انکار کرد.
وظیفه مورخ
حال، وظیفه مورخ بعد از اینکه معلوم شد که باید از اصل علیت استفاده کند چیست؟ میگویند مورخ نباید یکتاگرا باشد، یعنی توجهش را به یک علت خاص معطوف کند، بلکه باید کوشش کند تا همه علل را مطرح کند، چون اگر بخواهد دائماً به یک موضوع نگاه کند و علل دیگر را نبیند به اشتباه میافتد؛ یعنی باید توجه داشته باشد که در بافت علل تاریخی، یک علت به تنهایی دخیل نیست، علل متعددی دخیل هستند. پس وظیفه اول مورخ توجه به جمیع علل است.