مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٨٦٣ - ارزش وجدان انسان
مساوات. در اینجا، هم تکیه شده روی یک فکر: لا نَعْبُدَ الَّا اللَّه (جز خدا چیزی را پرستش نکنیم) و هم تکیه شده روی یک امری که به یک معنا مادی است و به یک معنا معنوی. مادی است، برای اینکه به زندگی انسانها مربوط میشود. وقتی که همه برابر باشند قهراً امتیاز مادی هم در کار نخواهد بود؛ عدهای نمیتوانند از جنبههای مادی برای خودشان یک امتیاز خاص قائل باشند که چون ما، ما هستیم چنین بهرهای باید داشته باشیم. و از آن نظر که این امر تنها جنبه امتیازات مادی را ندارد بلکه امتیازات عاطفی، امتیازهای اجتماعی و شرافتهای ادعایی را هم قهراً لغو میکند و اینها امور مادی نیست، میشود گفت معنوی است.
به هرحال در این آیه، هم به امور مادی در مجموعِ خودش تکیه شده است و هم به امور معنوی.
آیات سوره نساء
مورد دیگر، سوره نساء از آیه ٦٥ تا آیه ٦٩:
فَلا وَ رَبِّک لایؤْمِنونَ حَتّی یحَکموک فیما شَجَرَ بَینَهُمْ ثُمَّ لا یجِدوا فی انْفُسِهِمْ حَرَجاً مِمّا قَضَیتَ وَ یسَلِّموا تَسْلیماً [١].
نه، قسم به پروردگارت لایؤْمِنونَ اینها ایمان نمیآورند (یعنی ایمانشان ایمان نیست) مگر آنکه به این مرحله برسند که آنجا که میان آنها مشاجرهای در مسائل حقوقی (مالی و غیرمالی) اتفاق میافتد تو را حَکم قرار بدهند و وقتی که تو در میان آنها داوری میکنی، به سود هرکدام و به زیان هرکدام که بود، در جان خودشان هیچ ناراحتی احساس نکنند؛ یعنی آن کسی که داوری به زیان اوست یک ذره احساس ناراحتی نکند. یعنی ایمان آن وقت ایمان است که انسان حق را و عدالت را به خاطر خود حق و خود عدالت بخواهد. یک وقت هست انسان حق و عدالت را به خاطر خودش میخواهد. در این صورت امکان ندارد که اگر ترازوی عدالت به ضرر او بچرخد ناراحت نشود. ناراحت میشود، زیرا او عدالت را برای منافع خودش میخواهد و عدالتْ بالذات برای او مطلوب نیست. پس چنین آدمی در عین اینکه تسلیم عدالت میشود ولی راضی به عدالت نمیشود. خیلی فرق است میان اینکه انسان اجباراً تسلیم یک قانون عدالت باشد و اینکه راضی به آن قانون و خشنود از آن قانون باشد ولو آن قانون به ضرر او تمام بشود. اگر انسان اجباراً تسلیم
[١] نساء/ ٦٥.