مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٥٨ - ارزش وجدان انسان
هماهنگی ندارد. این انسان است که اینطور برای خودش طبیعتهای ثانوی ایجاد میکند. در حیوانات این چیزها نیست مگر اینکه انسان به زور خودش حیوان را معتاد به عادتهایی کند، مثل مارهایی به نام «عوامر» در عراق که به وسیله انسان، تریاکی میشوند.
انسان موجود عجیبی است؛ قادر است استثنائاتی در طبیعت خود به وجود آورد. انسانهای ابتداییتر کمتر این گونه ناهماهنگی در تمایلات و طبایعشان هست. انسان هرچه متمدنتر میشود از طبیعت خودش دورتر میشود. به عنوان مثال میتوان از عادت کردن به غذاهای غیرطبیعی نام برد. در حیوانات مسئله پرخوری معنی ندارد ولی انسان گاهی بیش از ظرفیت خود میخورد، چون با وسایل مصنوعی اشتهای کاذب برای خودش به وجود میآورد و اتّساع معده ایجاد میکند و بعد از تکمیل ظرفیت و رفع احتیاج واقعاً گرسنه است ولی این گرسنگی کاذب است، میخورد و ناراحت میشود؛ و اگر عقل و اراده و اختیار نداشت نمیتوانست از مسیر اصلی منحرف شود.
- آگاهی انسان به آگاهی خودش به معنای صرف آگاهی است یا نقد و امضای آن؟
استاد: صرف آگاهی است، و وقتی انسان آگاه به آگاهی خود شد مرحله بعد میرسد که ببیند آن آگاهی درست است یا نه، که همان مسئله «منطق» است؛ یعنی این حرف مفت که این شخص میزند که این آگاهی از دکارت شروع شد، باید در جواب او گفت: از زمانی که منطق به وجود آمده است این آگاهی بوده است، چون معنای منطق این است که انسان که به جهان خارج آگاه است آیا این آگاهی صحیح است یا نه؟ منطق را وضع کردهاند به عنوان یک معیار برای سنجش آگاهی خود.