مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٩٩٤ - ارزش وجدان انسان
(نمیگوید حالا که اصلاح نتیجه نداد بروید در خانهتان بنشینید) به نفع آن کسی که مظلوم است و علیه آن کسی که بغی میکند وارد جنگ بشوید. این نصّ قرآن است. پس «ما به خانه مینشینیم آخرت خودمان را حفظ میکنیم دنیایمان را هم حفظ میکنیم» حرف چرندی است.
پس در اینجا پنج جناح وجود دارد: جناح علی علیه السلام، جناح معاویه، جناح خوارج، جناح اصحاب جمل و جناح اعتزالیون. آیا واقعاً جامعه از نظر نظامات اجتماعی به پنج گروه تقسیم شده بود که بعد روبنای فکری اینها اینجور شد و اینها چند گروه شدند؟ نه، اینطور نبود، اینها را نمیشود با این مسائل توجیه کرد.
همینطور در زمان پیغمبر. در زمان پیغمبر نیز اینکه مردم سه گروه شدند: مؤمنین، کافرین، منافقین ...
- این پنج گروه را با آن اصطلاحات (مؤمن و مشرک و کافر و منافق) چگونه میتوانیم تطبیق دهیم؟
استاد: احسنت، این بستگی به یک اعتقادی دارد. وقتی ما میگوییم کفر، این شامل کفر به اللَّه هست، شامل کفر به الیوم الاخر هم هست، شامل کفر بما انزِلَ (یعنی کفر به پیغمبر) هم هست (وَ الَّذینَ یؤْمِنونَ بِما انْزِلَ الَیک [١]) و مطابق عقیدهای که ما داریم (اینجا دید ما با دید اهل تسنن فرق میکند) شامل کفر به امام هم هست چون ایمان به رهبر هم باید باشد، زیرا ایمان به امام و رهبر منصوص جزو اصول ایمانی است، پس انکار امام هم یعنی از دست دادن یک رکن از ارکان ایمان، پس کفر است.
بر این اساس، از این پنج گروه آن سه گروهِ مقابل گروه مؤمن کافر بودند. خوارج شمشیر به روی امام کشیده بودند و کفر به امام داشتند. این خودش درجهای از کفر است. اصحاب جمل و اصحاب معاویه نیز همینطور بودند. منتها بحث این است که آیا فقط سرانشان کافر بودند ولی اتباع، مردم قاصر جاهلی بودند؟ و شاید خوارج هم در میان اتباعشان افراد جاهلی بودند. اگر آن طور باشد، مردم قاصری هستند چون ما یک گروه قاصر هم در قرآن داریم که همان «الْمُسْتَضْعَفینَ الَّذینَ لا یسْتَطیعونَ حیلَةً وَ لا یهْتَدونَ سَبیلًا» [٢] هستند. گفتیم که قرآن گروهی از مستضعفین را قاصر مینامد.
[١] بقره/ ٤.[٢] برگرفته از آیه ٩٨ سوره نساء.