مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٥٤ - ارزش وجدان انسان
ما فعلًا به سایر حرفهایی که در این زمینه میشود زد کار نداریم، به همین یکی میپردازیم.
نقد این نظریه
اینجا این سؤال پیش میآید: در اینکه انسان از نظر شعور از حیوانهای دیگر ممتاز است و یک شعوری دارد در درجه بالاتر از شعور حیوانات دیگر، اینها هم تردید ندارند، که همان را ما عقل و فکر میگوییم، منتها مسئله این است که آیا انسان اول ابزارساز است بعد دارای چنین شعوری؟
یعنی این شعور انسان مولود ابزارسازی اوست یا ابزارسازی او مولود شعور اوست؟ آیا شعور بر ابزارسازی تقدم دارد یا ابزارسازی بر شعور تقدم دارد؟ به عبارت دیگر، آن که قدما اسمش را قوّه عاقله میگذارند و میگویند حیوان ناطق، آیا ناطق بودن و قوّه عاقله داشتن بر ابزارسازی تقدم دارد؟ آیا چون انسان از نظر فکری به مرحله تعقل و تفکر رسیده ابزارسازی میکند؟ یا اول ابزارساز شده، بعد ابزارسازی به او فکر داده؛ یعنی حیوانات دیگر چون ابزارساز نبودند نمیتوانند مثل انسان بیندیشند، فکر کنند، مسائل علمی را حل کنند؛ انسان چون ابزارساز بوده، ابزار توانسته است او را از نظر فکر هم جلو ببرد، حیوانها چون ابزارساز نبودند نتوانستهاند.
اینجا قهراً این مطلب پیش میآید که شما قبول دارید که حیوان هم با همین طبیعت سروکار دارد، انسان هم با طبیعت سروکار دارد، چطور شد که انسان این قدرت فنّانی و ابزارسازی را پیدا کرد؟ انسان و حیوان از نظر تکامل در یک درجه بودند و انسان به یک علت خارجی، مثلًا به یک علت تصادفی، قدرت ابزارسازی را پیدا کرد و حیوان پیدا نکرد؟ یا انسان از نظر طبیعی و تکامل زیستی به یک مرحلهای رسید (شما میگویید تکامل مغز، ما هم میگوییم تکامل مغز)، اول در طبیعت مغزش به یک مرحلهای از تکامل رسید که توانست قدرت ابزارسازی پیدا کند؛ یعنی اول قوّه شعورش در طبیعت تکامل پیدا کرد که به موجب آن ابزارساز شد. بدون شک تکامل طبیعی زیستی خارج از قدرت انسان به انسان استعداد خلاقیت، فنّانیت، تصرف در طبیعت و ساختن طبیعت مطابق میل خود داد، بعد انسان ابزارساز شد. دلیلش هم این است که- برخلاف آنچه انگلس گفته ولی مارکس اعتراف کرده است- ابزارسازی از مختصات انسان نیست، ما حیوانات ابزارساز داریم، برای اینکه لانه ساختنْ خودش ابزارسازی است، کشت کردن در طبیعت- که مورچهها کشت میکنند- خودش یک نوع تولید است. اینها گفتند ابزارسازی تصرف در طبیعت است. وقتی میگویند «ابزارسازی» مقصودشان تولید است، تعبیر به «تولید» هم میکنند. مورچه هم تولید میکند یعنی در طبیعت تصرف میکند و طبیعت را به صورت دلخواه خودش درمیآورد، در طبیعت کشت میکند. خود شما هم قبول دارید که زنبور عسل روی اصول مهندسی ولی غریزی خانه سازی میکند. در حدود ابزارهای اولیهای که در انسانها سراغ داریم در میمونها وجود دارد،