مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٥٧ - ارزش وجدان انسان
واقع آن خود مغز انسان است که جانشین مغز انسان شده، یعنی چیزی که مغز انسان ساخته [و به عبارت دیگر] همان خود مغز انسان است که مع الواسطه دارد کار میکند. ثانیاً ماشین- مثلًا کامپیوتر- تا چه حد میتواند جانشین مغز انسان بشود؟ میرسد به یک مراحلی که حتی احتمال این هم که یک روزی ماشین بتواند جانشین مغز انسان بشود داده نمیشود. مثلًا برای مجهولاتی که الآن هم برای بشر مجهول است و برای سازنده ماشین هم فعلًا مجهول است، ماشین را ما جوری بسازیم که خودش از نظر علمی تکامل پیدا کند، یعنی وقتی که در مقابل یک مجهول در طبیعت قرار گرفت فرضیه بسازد، بعد تجربه کند، بعد اگر دید در تجربه درست درآمد آنوقت آن فرضیه را قبول کند، یعنی اختراع فرضیه. [چنین چیزی ممکن نیست.] به همین دلیل اگر مغز انسان صرفاً یک ماشین بود و کار ماشینی انجام میداد چنین قدرتی را نداشت.
به هرحال انسان قادر است فرضیه ابداع کند و بعد آن فرضیه خودش را با تجربیات خود تأیید نماید و جلو برود. اساساً ابتکار هنر مغز انسان است. تکامل ابزار تولید خودش معلول استعداد و ابتکار انسان است، یعنی معلول انسانیت انسان است. درست است که در ابتکار انسان خود عمل انسان تأثیر دارد، ولی باز عمل در یک زمینهای است که این قوه ابتکار در آن هست. مثلًا آن کسی که برای اولین بار گفت که انسان چرا نباید مثل ماهیها در آب حرکت کند، مثل کبوترها در هوا پرواز کند، حال چکار کنیم که بتوانیم این را به مرحله عمل برسانیم، سخن او تمام اهمیت را داراست.
بنابراین یک مسئله دیگر که اینجا پیش میآید این است که شما میگویید اصل، تکامل ابزار تولید است و تفکر انسان فرع است، نه فقط در چگونگی و در خصوصیات فرع است بلکه قهراً در اصلش هم فرع است. مخصوصاً در پیشرویاش که صد درصد اینها فرع [میدانند] در حالی که اگر ما انسان اوّلی را در نظر بگیریم، آن انسانی که با سنگ غیر صیقلی کار میکرده، این ابزار تولید که [به قول اینها] خودش پیش رفته است باز مولود ابتکار انسان است، خود به خود که پیش نرفته.
پس شما اولًا انسان را در فرضیه خودتان قربانی کردید؛ دیگر دم از اومانیزم و اصالت انسان و این حرفها نزنید؛ فکرش و هوشش و هنرش [را از اصالت انداختید.] اگر سعدی میگوید: «مایه عیش آدمی شکم است» اینها میگویند مایه همه چیز آدمی شکم است؛ مایه فکر آدمی، مایه ذوق آدمی، مایه هنر آدمی، مایه پرستش آدمی. همه راهها به شکم منتهی میشود. گفت: «همه راهها به رم منتهی میشود» از نظر اینها همه راههای انسانی به شکم منتهی میشود.
و ثانیاً خود این، قطع نظر از اینکه انسانیت در آن قربانی شده است، به بن بست میرسد از نظر اینکه میگویند: «تکامل ابزار تولید» که معلوم نیست چیست؛ آیا ابزار تولید مانند یک امر طبیعی به دست طبیعت تکامل پیدا میکند؟ یعنی مثلًا این خیشی که تکامل پیدا کرده، در بیابان