مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٦٨٠ - ارزش وجدان انسان
محصول تولید میکند، آن نمیتوانست محصول تولید کند. آنجا انسان مولّد بود اینجا کارخانه و ماشین مولّد است. آنچه هم که این آقایان گفتهاند که محصول زیاد است و اختلاف فقط در اثر است که اثر در اینجا بیشتر است؛ میگوییم قبل از آن یک اختلاف اساسی دارد و آن این است که اصلًا در اینجا کار را انسان نمیکند کار را ماشین میکند. آنوقت اگر این حرف را بزنیم پایه نظریه ارزش اضافی مارکس- که بعد بحث میکنیم- بکلی متزلزل میشود و عجیب این است که اینها از یک طرف اینجا میگویند کارگر نقشی غیر از مراقبت ندارد و از طرف دیگر میخواهند بگویند که محصول مولود کار کارگر است. خیر، این بلایی که پیدا شده این است که یک چیزی پدید آمده که جای کارگر را گرفته است، او به جای کارگر دارد کار میکند که اگر ما بخواهیم با مقیاس شما بسنجیم بگوییم این محصول به چه کسی تعلق دارد، میگویید به آن که تولید کرده است؛ محصول نتیجه کار است [١]. شک ندارد که کار خودش یک عامل اساسی در ایجاد ارزش است. ولی بحث این است که کارکننده در اینجا کیست؟ کارکننده کارخانه است کارگر نقش دوم را دارد، نقش مراقبت و مواظبت. نسبت کارگر با کارخانه در اینجا نسبت زن و دختر کشاورز است در دوره کشاورزی که آنها مراقب کارگر بودند نه خودشان کارگر باشند. آنجا ما نمیگفتیم که این زنِ کشاورز است که تولید کرده، میگفتیم مولّد این است البته این هم کمک او بوده؛ وی را به عنوان یک معاون و کمک و کسی که نقش درجه دوم را دارد قبول داریم. اینجا هم برای کارگر نقش درجه دوم را قبول میکنیم نقش درجه اول را نه. بنابراین این نظریه که محصول مولود کار کارگر است نه مولود کارخانه، از همین جا وضعش متزلزل میشود.
حالا چه نتیجهای باید گرفت؟ ما از این مطلب نمیخواهیم نتیجه بگیریم که بنابراین سرمایه داری درست است؛ ما میخواهیم بگوییم استدلال شما بر نفی سرمایه داری استدلال بی منطقی است. سرمایه داری را با این منطق نمیشود غیرمنطقی کرد، باید فکر دیگری برایش کرد و فکر دیگر هم دارد. برای نفی سرمایه داری دنبال یک منطق قویتر از این باید رفت، با این منطق نمیشود سرمایه داری را کوبید و از بین برد.
بنابراین به نظر میرسد بهترین تعریفها این است که ما هم مطابق این نظریه آقایان میگوییم ماشین با ابزارهای قدیمی اختلاف ماهوی دارد و به تعبیر اینها اختلاف کیفی دارد، اختلاف سطحی و ظاهری و درجهای نیست، بالاتر از این حرفهاست. ولی آن اختلافی که متأسفانه وجود دارد این است که در اینجا کار و تولید را ماشین میکند و انسان نقش درجه دوم را دارد و در آنجا کار را
[١] در این باره بحث خواهیم کرد که ارزش از کار پیدا میشود یا از چیز دیگر. البته یک مقدارش را قبول داریم که ارزش را کار ایجاد میکند به این معنا نه به آن معنا که اینها میگویند کار عامل منحصر است.