مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٦٣ - ارزش وجدان انسان
نشوی و میخواهی اعتلا پیدا کنی از این مسیر برو. و بهطور کلی هر ایدئولوژی نیز قانون است ولی قانون تکامل، ضابطه است ولی ضابطه تکامل. از این هم بگذریم.
می رویم سراغ ایراد دیگر که تاریخ نمیتواند علم باشد به دلیل اینکه قابل تجربه نیست. تا مقصود از تجربه چه باشد؟ اگر مقصود تجربه لابراتواری باشد [که با وسایل مخصوص انجام میشود] بله، قابل تجربه نیست. ولی تجربه تاریخی خودش تجربه است؛ یعنی حادثهای برای جامعهای پیش میآید و آن حادثه بعد عواقبی پیدا میکند و آن عواقب را ما میبینیم یا اطلاع قطعی داریم. مثلًا جنگ بین الملل دوم را دیدیم، فاشیسم را در آلمان دیدیم، آن بلندپروازیهای هیتلر را دیدیم، بعد هم آن شکست آلمان را دیدیم. بنابراین تاریخ، خودش یک لابراتوار است.
برای لابراتوار بودن لازم نیست که حتماً قرع و انبیقی در کار باشد. البته ما نمیگوییم که تمام قوانین تاریخی [از راه تجربه به دست میآید،] ولی تا حدودی این قوانین کشف میشود.
- راجع به قانون که فرمودید مثلًا ایدئولوژیها هم خودشان قوانیناند منظورتان از قانون، اعم از قوانین ...
استاد: مقصودمان ضابطه کلی است.
- بله چون در مورد قانون تعریفی دارند، میگویند قانون آن چیزی است که دو خاصیت داشته باشد: یکی اینکه بشود پدیدههای مربوط به آن را به وسیله ضوابطی که تنظیم کردهایم توجیه کنیم، و دیگر اینکه بشود به وسیله این قانون پدیدههای اتفاق نیفتاده را پیشگویی کرد. با این تعریف، دیگر هر چیزی را نمیشود گفت قانون. مثلًا قانون تکامل، دیگر قانون نیست.
استاد: چرا؟
- چون اولًا نمیتوانیم به وسیله این قانون همه پدیدههای گذشته را توجیه کنیم و پدیدههای آینده را نیز نمیتوانیم پیشگویی کنیم، یعنی فقط میتوانیم بگوییم که تغییر میکند ولی به چه شکل میشود دیگر نمیتوانیم بگوییم.
استاد: نه، ممکن است که آن را هم بتوانیم بگوییم. شما میگویید مطابق آن تعریف اگر قانون قانون باشد آنچه را که واقع شده توجیه وآینده را پیش بینی میکند، و نیز میگویید قانون تکامل محدود