مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٩١٨ - ارزش وجدان انسان
عَمِلُوا الصّالِحاتِ یعنی وَعَدَ اللَّهُ الْمُسْتَضْعَفینَ، وَعَدَ اللَّهُ الَّذینَ یأْمُرونَ بِالْقِسْطِ، حالا میخواهد آن مفاهیم متافیزیکی را هم داشته باشند میخواهد نداشته باشند. آنوقت در آیاتی مثل وَ لاتَهِنوا وَ لا تَحْزَنوا وَ انْتُمُ الْاعْلَوْنَ انْ کنْتُمْ مُؤْمِنینَ که کلمه ایمان را روی معانی متافیزیکی میبریم، چنین نیست؛ مؤمنین یعنی کسانی که در گروه مستضعفین هستند، کافرین یعنی کسانی که در گروه مستضعفین نیستند. قضیه بر این پایه حل میشود. در قرآن هر جا که انَّ الَّذینَ امَنوا وَ عَمِلُوا الصّالِحات باشد یعنی در گروه مستضعفین باشند. هرجا که انَّ الَّذینَ کفَروا باشد یعنی در گروه غیرمستضعفین باشند.
این یک تفسیر کلی است.
نظریه دیگر درست نقطه مقابل این نظریه است. میگوید ایمان واقعاً یک امر معنوی است. قرآن از ایمان به عنوان یک امر معنوی یاد میکند، یعنی یک بینش، یک نوع شناخت خاص از جهان و یک نوع گرایش به دنبال آن شناخت که مکرر در قرآن میفرماید: الَّذینَ یؤْمِنونَ بِالْغَیبِ و یا میفرماید: امَنَ بِاللَّهِ وَ مَلائِکتِهِ وَ کتُبِهِ وَ رُسُلِهِ [١]. ایمان به اللَّه، ایمان به ملائکه، ایمان به کتب (که احتمال بیشتر این است که کتب عِلوی باشد نه کتب نازل بر انبیا)، و ایمان به پیامبران، که ایمان به وحی است، ایمان به یک امر غیبی و باطنی و معنوی. وَ الْیوْمِ الْاخِرِ [٢] و ایمان به یوم الاخر که معنایش معاد است.
مطابق این نظر، قرآن تکیهاش روی ایمان و عمل صالح است؛ سنت الهی در جریان تاریخ، پیروزی ایمان و تقوا و عمل صالح به همین مفهومی است که اینها متافیزیکی میدانند. اما آیه مستضعفین کلیت را بیان نمیکند. این آیه را باید با قبل و بعدش سنجید. در این صورت احساس میکنیم که این آیه کلیت را نمیگوید، اشاره است به مستضعفین خاصی که آنها مؤمن و عامل به عمل صالح هم بودند؛ چون آیه قبلش این است:
انَّ فِرْعَوْنَ عَلا فِی الْارْضِ وَ جَعَلَ اهْلَها شِیعاً یسْتَضْعِفُ طائِفَةً مِنْهُمْ یذَبِّحُ ابْناءَ هُمْ وَ یسْتَحْیی نِساءَ هُمْ انَّهُ کانَ مِنَ الْمُفْسِدینَ. وَ نُریدُ ...
این «وَ نُریدُ» حال است: فرعون این کار را میکرد، نمیدانست که اراده ما بر این است که همین طایفه مستضعفی که او آنها را استضعاف کرده است [بر او و یارانش پیروز شوند.] در بطن آیه این است: نمیدانست که اراده ما تعلق گرفته است که موسایی پرورش بدهیم (در خانه خود
[١] بقره/ ٢٨٥.[٢] [این عبارت در آیه مذکور نیست ولی در آیه دیگری هست: وَ مَنْ یکفُرْ بِاللَّهِ وَ مَلائِکتِهِ وَ کتُبِهِ وَ رُسُلِهِ وَ الْیوْمِ الْاخِرِ ... نساء/ ١٣٦.]