مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٨٤٨ - ارزش وجدان انسان
البته به این [ایراد] جواب دادهاند؛ گفتهاند: راست است؛ هر تاریخی که صرفاً نقل شده اعتبار ندارد اما چنین هم نیست که برای محقق راه تحقیق بسته باشد. برای محقق در حوادث نقلی هم راه تحقیق باز است لااقل در موردی که افرادی احساسهای متضاد دارند. افرادی که احساسهای متضاد دارند نیز یک قضیه را مینویسند. وقتی که اینها با اینکه احساسات متضاد دارند هردو یک چیز را نوشتند، این نشان میدهد که این حادثه عین واقعیت است.
فرض کنید قضیهای راجع به امامت امیرالمؤمنین پیش آمده. شیعهها نوشتهاند؛ انسان میگوید چون شیعه بودهاند نوشتهاند. ولی وقتی که میبیند آن کسی که سنی است و احساسات مخالف داشته او هم نوشته، حالا اگر همه آن را ننوشته یک قسمت زیادش را نوشته، [درمییابد که این قضیه راست است.] یا یک سلسله قرائن دیگر.
و بعلاوه این خودش یک حسابی است که حقیقت را برای همیشه از همگان نمیشود پنهان کرد. درست است که در یک زمان چهره حقیقت را مخفی میکنند، ولی کمی که زمان میگذرد میبینید خود حقیقت چهره خودش را نشان میدهد، که از این قضایا زیاد داریم. و به هرحال تاریخ هم برای خودش یک سلسله بدیهیات و مسلّمات دارد و یک سلسله مشکوکات. بله، اگر ما بخواهیم یک کتاب تاریخ را باز کنیم هرچه که در آن کتاب هست همه را بگوییم که درست است، این حرف غلطی است. اما از مجموع نقلهای تاریخی، ما به یک سلسله وقایع میرسیم که اینها [مسلّماً حقیقت دارند.] چنانکه در علوم به یک سلسله بدیهیات میرسیم، در تاریخ هم به یک سلسله مسلّمات میرسیم. همان مسلّمات تاریخی لااقل در بسیاری از موارد کافی است برای اینکه محقق بتواند اظهارنظر کند.
مثلًا آیا ما الآن میتوانیم شک کنیم که در دو هزار و پانصدسال پیش تمدن بزرگی به نام تمدن یونان وجود داشته؟ هیچ نمیشود شک کرد. تمدنی به نام تمدن رم وجود داشته؟ هیچ نمیشود شک کرد. حتی در بسیاری خصوصیاتِ این تمدنها هیچ نمیشود شک کرد. بله، در برخی امور میشود شک کرد، مثلًا ریشه تمدن یونان چه بوده؟ آیا همه این تمدن از نبوغ خود مردم آن سرزمین سرچشمه گرفته یا اینکه اینها یک سلسله استفادههایی از جاهای دیگر کردهاند که تاریخ آنها در دست نیست؟ مثلًا این تمدن از مشرق زمین چه موادی استفاده کرده است؟ اینها گاهی مردد و مشکوک باقی میماند. گاهی اصل اینکه تمدن یونان از مشرق زمین استفاده کرده مسلّم است ولی چقدر استفاده کرده مشکوک میماند.
آیا جامعه ضابطه کلی دارد؟
بحث دوم این است که فرضاً تاریخ نقلی قابل اعتماد باشد ولی ما آن وقت میتوانیم از حوادث