مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٢ - نظریه هگل درباره روح زمان
استاد: نه، کاری به جهت اخلاقی ندارند. مقصودشان این است که ابزار، انسان را کامل میکند؛ یعنی مثل مدرسه است، بر تجربیات انسان میافزاید. البته آن جنبههای دیگر را هم بعد میگویند. اینکه ابزار انسان را میسازد به معنی اینکه ابزار تولید زیربناست، البته این را هم نتیجه گیری میکنند ولی آنچه که در اینجا فعلًا میگویند این مسئله است که چرا تکامل دست میدهد؟ میگویند انسان ابزار را میسازد و ابزار هم انسان را میسازد. میخواهند توجیه کنند چرا انسان موفق میشود که در مرحله بعد ابزار کاملتر را بسازد. میگویند یک انسان بیتجربه، اول یک ابزار سادهای را میسازد، ولی مدتی که با آن عمل میکند تکامل پیدا میکند و آماده میشود برای اینکه ابزار بعدی را [که کاملتر است بسازد.] اگر او روی این ابزار کار نکرده بود، چنانچه باز هم میخواست ابزار بسازد مثل همین را میتوانست بسازد نه بیشتر، ولی کار کردن با این ابزار تجربهاش را زیاد میکند. البته همانطور که شما هم توجه کردید اینها بعد در نهایت امر میگویند اقتصاد همه چیز را میسازد.
قضیه به آنجا هم خواهد رسید.
این توضیحی بود که برای مجموع این عوامل لازم بود عرض کنیم.
نظریه هگل درباره روح زمان
هگل سخنی دارد که از بعضی جهات قابل توجه است. او معتقد به چیزی است که آن را «روح زمان» مینامد و نظریه بسیار جالبی است. اگر ما بخواهیم آن را به تعبیر خودمان بیان کنیم باید بگوییم او برای روح زمان نوعی عصمت قائل است. میخواهد بگوید زمان اشتباه نمیکند، روزگار اشتباه نمیکند، فرد اشتباه میکند ولی [جمع اشتباه نمیکند.] این حرف خیلی نزدیک است به آن معنایی که اهل تسنن در مورد اجماع در باب احکام شرعی معتقدند و گویا اقبال لاهوری هم در کتاب احیای فکر دینی مسئله اجماع را طوری تحلیل میکند که با همین فلسفه هگل یکی میشود و البته نزدیک هم هست.
می دانیم یک اختلاف نظری میان شیعه و سنّی در باب حجّیت اجماع هست. از نظر شیعه فقط قول فرد معصوم حجت است؛ فرد معصوم داریم و تنها قول فرد معصوم حجت است. اگر اجماع صورت گرفت و فرد معصوم داخل در مجمعین بود- ولو عدهشان پنج نفر باشد حجت است و اگر همه عالم اجماع کنند منهای فرد معصوم، حرفشان حجت نیست. اهل تسنن که به حدیث لاتَجْتَمِعُ امَّتی عَلی خَطَأٍ استناد میکنند در واقع میخواهند بگویند که فرد اشتباه میکند، جمع هم اشتباه