مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٦٧٤ - ارزش وجدان انسان
امثال اینهاست و این قوه محرکه را منتقل میکند به دستگاه چرخها و آن میلهای که چرخها را به یکدیگر متصل میکند. یک دستگاه هم هست که مستقیماً عمل حرکت ماشین را انجام میدهد.
آن نتیجه مطلوب را ماشین در مقیاسی انجام میدهد که انسان قادر نیست با آن مقیاس انجام بدهد. مثلًا با سرعتی آن کار را انجام میدهد که انسان خودش هیچ وقت قادر نبود بدون ابزار یا با ابزارهای ساده با این سرعت انجام بدهد. مثلًا ماشینهای نساجی در مقیاسی کار خود را انجام میدهند که برای انسان امکان آن وجود ندارد که با این مقیاس انجام بدهد. انسان اگر بخواهد نخریسی کند، یا با دست و با آن ابزاری که در خراسان به آن دیکلون یا جَلَک میگفتند نخریسی میکند، در این صورت فقط میتواند با یکی از آنها که دوک مانندی بود و در هوا میچرخید کار کند؛ و یا با یک چرخ نخریسی با یک دوک کار میکند. ولی ماشین نخریسی در آنِ واحد هزارها دوک نخریسی است، مثل این است که هزار نفر انسان در آنجا مشغول کار باشند؛ یکی به جای هزار نفر. و آنچه که در واقع مقوّم ماشین بودن است این قسمت سوم است.
پس ماشین یعنی آن چیزی که کاری را انجام میدهد نظیر کار انسانی ولی با مقیاسی صدها و هزارها برابر کارهای انسانی. این آخرین تعریفی است که این آقایان کردهاند که همین جا یک مطلبی در اینجا پیدا میشود که برای همه وحشتناک است. آن مطلب این است: این آقایان میگویند یکی از وجوه تفاوتی که کارگر دوره ماشینی با کارگرهای عادی گذشته دارد این است [١] که در اینجا کارگر محرک نیست فقط مراقب ماشین است؛ نقشی که کارگر و پرولتر در کارخانهها دارد این است که مراقب و مواظب ماشین است، ببیند که اگر ماشین نقصی پیدا کرد فوراً نقص را برطرف کند یا اگر احتیاج به سرویس دارد سرویس کند. تفاوت دوم (چون این تفاوت را گفتیم آن را هم بگوییم) این است که ماشین کارگر را به شکل یک ابزار کار درمیآورد به طوری که اصلًا ماهیت کارگر را عوض میکند و تغییر میدهد.
ابعاد تکامل اجتماعی انسان
این یک نکتهای است که قطع نظر از حرفی که اینها گفتهاند، در محل خودش (در موضوع تکامل اجتماعی انسان) این مسئله مطرح است- که ما خودمان هم در بعضی سخنرانیها مطرح کردهایم- و آن این است: جامعه که تکامل پیدا میکند، این تکامل را در قسمتهای مختلفی میشود در نظر گرفت: تکامل در علم و آگاهی و تکامل در فن و صنعت و در تسلط بر طبیعت که اینها را یک نوع تکامل میگیریم. تکامل دیگر تکامل در جنبههای انسانی است، در انسانیت، در عواطف انسانی،
[١] و جای تعجب است که این حرف را گفتهاند بدون اینکه متوجه اشکالش بشوند.