مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٨٨٦ - ارزش وجدان انسان
میشناسد. هذا ابن بنت رسول اللَّه. ایستاد همان جا یک قصیده غرّایی انشاء کرد، از آن وقتهایی که شاعر وقتی به هیجان میآید نبوغش میشکفد که در غیر آن حال اگر ده شبانه روز هم روی مغز خودش فشار بیاورد نمیتواند [مانند آن] بگوید. یک قصیده بلندبالای این گونه گفت. بعد هم مدتها در عَسَفان زندانی بود، حقوقش هم قطع شد و حتی بنی هاشم برایش پول جمع کردند و فرستادند، پول را قبول نکرد و گفت: من این قصیده را برای خدا گفتم. گفتند آخر ما میخواهیم به تو هدیه بدهیم. نمیگوییم برای پول گفتی. گفت: نه، من نمیخواهم حتی همین مقدار هم کارم را آلوده کنم.
آیات سوره طه
سوره طه، آیات ٦٩ تا تقریباً ٧٦. قبلش مفصّل است، تا میرسد به اینکه: وَ أَلْقِ ما فی یمینِک تَلْقَفْ ما صَنَعوا انَّما صَنَعوا کیدُ ساحِرٍ وَ لایفْلِحُ السّاحِرُ حَیثُ اتی [١]. به موسی گفتیم آن که در دستت هست یعنی عصا را بینداز، همه اینها را میبلعد، ساحر هرگز رستگار نمیشود. فَأُلْقِی السَّحَرَةُ سُجَّداً آنها افتاده شدند در حالی که ساجد بودند. قرآن تعبیر نمیکند که اینها خودشان را انداختند، کأنه اصلًا این جریان اینها را به زمین انداخت و به زانو درآورد. قالوا امَنّا بِرَبِّ هارونَ وَ موسی [٢]. باز: قالَ امَنْتُمْ لَهُ قَبْلَ انْ اذَنَ لَکمْ انَّهُ لَکبیرُکمُ الَّذی عَلَّمَکمُ السِّحْرَ. اینجا فرعون یک جمله دیگر هم گفته است؛ گفته اصلًا معلوم میشود جادوگر بزرگ این است، این استاد بزرگ شما بوده و شما با همدیگر تبانی کردهاید. من نمیدانستم شما شاگرد این هستید که بعد میروید با همدیگر میسازید. فَلَأُقَطِّعَنَّ ایدِیکمْ وَ ارْجُلَکمْ مِنْ خِلافٍ وَ لَأُصَلِّبَنَّکمْ فی جُذوعِ النَّخْلِ دست و پایتان را در جهت مخالف میبُرم و شما را در آن تنههای درخت خرما بهدار خواهم کشید. وَ لَتَعْلَمُنَّ اینا اشَدُّ عَذاباً وَ ابْقی [٣]. آنوقت خواهید دید که چه کسی بدتر رنج میکشد. قالوا لَنْ نُؤْثِرَک عَلی ما جاءَنا مِنَ الْبَیناتِ حالا که آیات و بینات الهی برای ما آشکار شده ما هرگز تو را بر آنها ترجیح نمیدهیم. تو با همه قدرت و ثروت و نعمتهایت در یک طرف و حقیقت در یک طرف دیگر قرار گرفته، ما هرگز تو را بر حقیقت مقدّم نمیداریم.
اینجا قرآن دارد یک منظره انسانی عجیبی را مجسم میکند، یعنی درست قیام علیه منافع خود. فَاقْضِ ما انْتَ قاضٍ هر کاری از تو ساخته است و میخواهی بکنی بکن؛ حکم بکن هر
[١] طه/ ٦٩.[٢] طه/ ٧٠.[٣] طه/ ٧١.