مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٧٩ - ارزش وجدان انسان
یعنی چه عملیات جدید به ابزار کاملتری احتیاج دارد؟ عملیات جدید مثل عملیات سابق است.
صحبت در این است که چرا عمل جدید حیوان در سطح عمل پیش است، انسان است که عمل جدیدش در سطح عمل پیش قرار نمیگیرد؟ چون انسان تجربه میآموزد، یعنی از کار خودش درس میگیرد، همان که میگوییم قوه تعقل. ما میگوییم حیوان مجهز به غریزه است نه به تعقل و تفکر، کورکورانه از غریزه خودش دستور میگیرد و عمل میکند، هزار بار هم که عمل میکند یک دفعه هم یاد نمیگیرد یعنی قانون کشف نمیکند. یاد گرفتن حیوان در حدی است که مثلًا پرندهای لانهاش را یاد بگیرد یا اسبی طویله خودش را بلد باشد. ولی یاد بگیرد که از آن یک قانون به دست بیاورد، یعنی تعقل و تفکر، [نمیتواند.] اما انسان است که فوراً تعقل میکند یعنی ضابطه به دست میآورد، کلیت به دست میآورد. تا کلیت به دست میآورد، این باعث کشف جدید میشود، تعمیم میدهد، یک چیز دیگری فوراً میفهمد. دومرتبه میخوانم:
عملیات جدید برای رفع احتیاجات مادی در طبیعتی که اکنون به وجود آمده است به ابزار کاملتری احتیاج دارد.
این حرف اصلًا معنی ندارد. عملیات جدید به ابزار کاملتر [محتاج] نیست بلکه انسان کشف میکند که کاملتر هم میشود این کار را کرد.
پس تکامل ابزار تولید نیست که انسان را پیش میبرد، انسان است که ابزار تولید خودش را پیش میبرد.
- آنها گفتند که انسان کار میکند ...
استاد: ما میخواهیم بگوییم همین نمیتواند [دلیل باشد.] کار که در حیوان هم هست. کار که از مختصات انسان نیست، حیوان هم کار میکند. حیوان کار میکند، انسان کار میکند. حیوان با طبیعت مبارزه میکند، طبیعت را تغییر میدهد، انسان هم تغییر میدهد. حیوان هم نیازهایی دارد، انسان هم نیازهایی دارد. ولی این چگونه است که حیوان درجا میزند اما انسان با یک عمل که روی طبیعت انجام میدهد بار دوم با نیروی بیشتری جلو میآید؟ نه این است که در عمل اول احتیاج به ابزار کاملتر نداشته، در عمل دوم احتیاج پیدا میکند، بلکه در عمل دوم آگاهی بیشتر پیدا میکند، یعنی در او استعداد تعقل و تفکر و تعمیم و کلی به دست آوردن و قانون به دست آوردن [هست.] تا میبیند این کار را کرد و نتیجه گرفت، بعد یک فکری میکند، این قدر میتواند بفهمد