مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٣٩ - ارزش وجدان انسان
٦ ریشه های فکری فلسفه مارکس
در صفحه ٢٩ بودیم. مقداری از «قانون درونی مادیگرایی جدلی: گذر از کمیت به کیفیت» هم بحث شد. کمی از آن باقی ماند که حالا آن را هم عرض میکنیم. نتیجه گیریای که از بحثی که تحت عنوان مذکور مطرح کرده میکند به این عبارت است:
پس بدین ترتیب توضیح زندگی عالم در خود عالم نهفته است. برای جهانی که خود، خودش را خلق میکند دیگر نیازی به «خالق» نیست. مارکس اعلام میدارد «تناسل خودرو تنها طریقه عملی رد نظریه خلقت است». در مورد این که بدانیم آیا مسئله دوباره در یک سطح بالاتر ظهور نخواهد کرد یعنی این نیروی مرموز که خود مولد عالم است از کجا ناشی میشود، مکتب مارکس از طرح این سؤال خودداری میکند، یا به عبارت بهتر مسئله را با همانند ساختن این نیرو با خود ماده حل میکند. مادیگرایی این مکتب نیز در همین است.
تصور ماتریالیستها از خلقت
در جلسه پیش گفتیم که اینها میخواهند از همان منطق هگل، از همان منطق دیالکتیک، ماتریالیسم را نتیجه بگیرند، یعنی ماتریالیسم نتیجه این منطق است، نتیجه دیالکتیک است، برای این که در این منطق فرض بر این است که هر چیز بهطور ضرورت ضد خودش را در درون خودش نتیجه میدهد، یا بگوییم ضد خودش را دربر دارد و ضدش از خودش منتَج میشود؛ و همین تضاد ذاتی درونی سبب حرکت و تحول و تغییرات پی درپی میشود، به این معنا که نتیجه