مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٩٦٨ - ارزش وجدان انسان
کرده و لفظ «بِالْیوْمِ الْاخِرِ» معنی چهارم را بیان کرده است.
بعد: وَ لا یدینونَ دینَ الْحَقِ اینها متدین به دین حق نیستند. میگوید این، تفسیر همه این چهارتاست. پس در اینجا در واقع دین حق یعنی این چهارتا را داشتن. بنابراین اینجا کلمه «دین» به یک معنی جامع به کار برده شده.
بررسی
به نظر من این [توجیه] کمی زورکی است. واقعاً آیا میشود چنین حرفی را زد که از آیه چنین چیزی [استفاده میشود؟] مثلًا اگر به جای «وَ لا یدینونَ دینَ الْحَقِّ»، «فَلا یدینونَ دینَ الْحَقِّ» میبود، که بعد از اینکه این چهار تا را گفتیم فَلا یدینونَ دینَ الْحَقِّ، [قابل توجیه بود] ولی این گونه نیست. بعلاوه کلمه اللَّه را دینِ به معنای فرمانروایی بخواهیم بگیریم، این خیلی زور است.
قاتِلُوا الَّذینَ لا یؤْمِنونَ بِاللَّهِ وَ لا بِالْیوْمِ الْاخِرِ. به اللَّه ایمان ندارند، به الْیوْمِ الْاخِر ایمان ندارند.
وَ لایحَرِّمونَ ما حَرَّمَ اللَّهُ وَ رَسولُهُ. ظاهرش این است که نه مقصود این است که تحریم واقعی از روی عقیده نمیکنند بلکه یعنی اینها از نظر اجتماعی هم تسلیم نیستند. کما اینکه قانون اهل کتاب است.
چون به صورت یک اقلیت زندگی میکنند محرّمات قانونی را محترم میشمرند نه اینکه آنها را درهم بشکنند و نقض کنند. عملًا اینها را نقض میکنند. وَ لا یدینونَ دینَ الْحَقِ و متدین به دین حق نیستند. جمله «وَ لا یدینونَ دینَ الْحَقِّ» غیر از همین نیست که اینها متدین به دین اسلام نیستند. چه دلیلی دارد که غیر از این چیز دیگری باشد؟
- مگر دین حق جز همان ایمان به خدا و ایمان به روز قیامت و حلال و حرام است؟
استاد: همان باشد، تازه تفسیری از آن میشود. چون وقتی که ما میگوییم دین قبول [و پذیرش] است یا دین مقررات است، شامل اعتقادات هم هست.
- اعتقادات ایمان است.
استاد: آن همان معنای سوم است. در معنی سوم، ایمان به خدا هست، ایمان به روز قیامت هست و یحَرِّمونَ ما حَرَّمَ اللَّهُ وَ رَسولُهُ هم هست یعنی التزام به شریعت هم در آن هست. این همان معنی سوم است، نه اینکه یک معنی دیگر بشود که شامل معنی سوم هم هست.«وَ لا یدینونَ دینَ الْحَقِّ» یعنی اینها ملتزم و متعهد به مجموع این دستورها نیستند. این همان معنی سوم است. لا یدینونَ یعنی