مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٦٠٧ - ارزش وجدان انسان
دوره برده داری
- در توجیه تحول از دوره اشتراک اولیه به برده داری، اینطور گفته شد که در اثر افزایش جمعیت، آن عاطفهای که میان افراد وجود داشت از بین رفت و «ما» تبدیل به «من» ها شد و «من» ها در مقابل همدیگر قرار گرفتند و این موجب استثمار و بهره کشی انسانها گردید.
استاد: مقصود این است که در انسان، آنچه که اسمش را «من» و «ما» میگذاریم، یک «من» در هر فردی هست که عبارت است از همان جنبه سودجویی، و وقتی این حس انسان فعالیت میکند به همه چیز به شکل یک ابزار نگاه میکند، همان که آقای طباطبایی حس استخدام نامیده است. از نظر این حس همه چیز علی السویه است، یعنی انسان به هر چیزی به چشم یک ابزار نگاه میکند.
ولی انسان تنها این احساس نیست، صدها چیز دیگر هم دارد. گفتیم یکی از آنها احساس عاطفی فامیلی است، همان که در انسانهای اولیه به علت وضع اجتماعی بدوی قویتر و شدیدتر بوده و لهذا زندگیهای قبایلی براساس عواطف قبایلی بوده و یک نوع تضامنها و تعاونهای قبایلی وجود داشته است که الآن دیگر آن حرفها اساساً مطرح نیست و آن مقداری که از آن باقی مانده است در حدود محیط خانوادگی یعنی خویشاوندان بسیار نزدیک است.
اگر دوران اشتراک اولیهای به این صورت- که تا یک مقدارش میتواند راست و همینطور باشد- در ابتدا وجود داشته، به اعتبار همان حکومت قوی و شدید عاطفی قبیلهای بوده [١] و این
[١] البته یک علتش را عرض کردیم. علل دیگرش را هم تا یک حدی قبول داریم، نه به شکلی که آنها میگویند.