مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٨٩ - ارزش وجدان انسان
علیت در تاریخ بحث درباره علیت در تاریخ است که در جلسات گذشته مقداری از آن بحث شده ولی چون فاصلهای واقع شده، اکنون دومرتبه بهطور خلاصه عرض میکنم [١].
ابتدای این بحث این است که آیا در تاریخ- که قهراً بحث در تحولات تاریخی است- اصل علیت حاکم است یا حاکم نیست؟ (اصل علیت احتیاج به تعریف ندارد.) در طبیعت که اصل علیت حاکم است، آیا در تاریخ هم این اصل حاکم است یا نه؟ البته اگر شبههای باشد یعنی تفکیکی میان تاریخ و طبیعت باشد، ممکن است از این جهت باشد که کسی بگوید تاریخ را انسانها میسازند و انسانها موجودات مختار و آزادی هستند و اختیار با علیت منافات دارد، یعنی قانون علیت در خارج حوزه اختیار موجودات صاحب اختیار از قبیل انسان است. مؤلف در مقام اثبات این مطلب برنمی آید که به چه دلیل علیت در تاریخ هست؛ چون آن سبک، سبک فلسفی خواهد بود و اینها اکنون وارد این مسائل نمیشوند. همین قدر میگوید که اگر مورخ به علل حوادث کاری نداشته باشد، کارش ارزش ندارد. ما قبلًا راجع به این مطلب که تاریخ علم است یا نه، بحث کردهایم و این بحثها با هم مربوطند. علم بودن تاریخ به این است که ضوابطی در کار باشد، و در کار بودن ضوابط بستگی به این دارد که روابط علّی و معلولی در کار باشد، و اگر روابط علّی و معلولی در کار نباشد و در نتیجه ضوابطی در کار نباشد قهراً پای تصادف به میان میآید و اگر پای تصادف به میان بیاید در اینجا علم معنی ندارد، چون علم عبارت است از کشف یک سلسله قوانین کلی در موضوع
[١] [ظاهراً قبل از این جلسه، جلسه دیگری بوده است که متأسفانه نوار یا متن پیاده شده آن در دست نیست.]