مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٩٨٥ - ارزش وجدان انسان
یکی چه دوتا چه ده تا- مشرک هستیم. پس آنجایی هم که یکی قرار میدهیم باز مشرک هستیم.
بنابراین ما نباید از مفهوم شرک حتماً ثنویت بفهمیم، که شرک یعنی ثنویت و تعدد. لازمه شرک ثنویت و تعدد نیست. شرک، جانشین ساختنْ به جای خداست، خواه ثنویت در آن باشد و خواه نباشد. مسئله شرک در قرآن زیاد مطرح شده است.
معنی اهل کتاب
مفهوم مذهبی تاریخی دیگری که در قرآن هست مفهوم «اهل کتاب» است که احیاناً تحت عنوان یهود و نصاری و مجوس و احتمالًا صابئین هم ذکر شده است. قرآن اهل کتاب را با مشرکین در یک ردیف نمیشمارد، با اینکه از بعضی آیات قرآن استنباط میشود که اهل کتاب هم آن توحیدی را که قرآن میگوید ندارند چون میگویند: انَّ اللَّهَ ثالِثُ ثَلاثَةٍ [١]. اینجا قرآن مذهب نصارای آن زمان را یک مذهب غیرتوحیدی میخواند. آنهایی که میگویند: الْمَسیحُ ابْنُ اللَّهِ [٢]، آنهایی که میگویند: عُزَیرٌ ابْنُ اللَّهِ [٣] یا آنهایی که میگویند ظلمت و نور (آیه وَ جَعَلَ الظُّلُماتِ وَ النّورَ [٤] ظاهراً اشاره به اینها دارد) مسلّم از نظر قرآن موحد نیستند. ولی شاید به دلیل اینکه اینها در مقام پرستش، یک موجود دیگر را بهطور رسمی به جای اللَّه قرار نمیدهند که دیگر اللَّه را پرستش نکنند (گرچه در مقام اعتقاد چنین میکنند) قرآن اینها را مشرک نمینامد. میفرماید مسیحیها میگویند: انَّ اللَّهَ ثالِثُ ثَلاثَةٍ ولی هیچ وقت اینها را در ردیف مشرکین نشمرده، و میدانیم که در مسائل اجتماعی احکام اسلام درباره مشرکین با احکام اسلام درباره اهل کتاب متفاوت است یعنی به چشم دیگری به اینها نگاه میکند.
شرک تاریخی و شرک خفی
البته دوگونه شرک داریم: یک نوع، شرک تاریخی، یعنی شرکی که قرآن آن مردم را از زمره مسلمین خارج میداند. اینها همانهایی هستند که رسماً در عباداتشان غیر خدا را پرستش میکنند.
ولی قرآن برای شرک درجات دیگری هم قائل است که ممکن است انسان، مسلمان و مؤمن و موحد باشد در عین حال یک درجاتی از شرک (شرک خفی) را دارا باشد که آنها انسان را از اسلام خارج نمیکند ولی درجه ایمان انسان در آن حد پایین است. این مطلب را در اصطلاح اسلامی و حتی از خود آیات قرآن میشود استنباط کرد که اینها هم نوعی شرک است. ولی اینها از نظر قرآن
[١] مائده/ ٧٣.[٢] توبه/ ٣٠.[٣] توبه/ ٣٠.[٤] انعام/ ١.