مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٦٠٢ - ارزش وجدان انسان
اندیشه بشری در آنها نبوده است. و لهذا خودشان میگویند هر قبیلهای در مقابل قبیله دیگر مقاومتی داشت، با یکدیگر میجنگیدند و تصاحب میکردند. این خودش عین نوعی مالکیت است، احساس نوعی مالکیت است ولی مالکیت دسته جمعی (اگر چنین چیزی باشد) در مقابل قبیلهای دیگر. ولی عرض کردیم این مالکیت دسته جمعی هم باز به مالکیتهای اختصاصی فردی برمیگردد که فقط به مصرف این جمع میرسد و به جمع دیگری اجازه داده نمیشود. و الّا اگر کسی بخواهد [اشتراک را] به صورت مالکیتهای اشتراکی که اینها فرض میکنند ثابت کند، گمان نمیکنم به هیچ شکلی قابل اثبات باشد.
- اشتراکی که اینها مطرح میکنند به دو شکل است: یکی اینکه مثلًا هر کسی به جنگل میرود و مواد و محصولاتی را جمع آوری میکند. بعد تمام این محصولات جمع آوری شده را در یک جا میریزند و هرکس هر مقداری که لازم دارد برمیدارد. شکل دوم این است که همان طوری که فرمودید مثلًا برای شکار فیل مجبور بودند به صورت گروهی به این کار اقدام نمایند.
استاد: [قسمت اول را] نمیشود ثابت کرد. از کجا میتوان ثابت کرد که اینها رفتند جمع کردند، بعد آوردند یک جا ریختند که به دیگران هم برسد؟ آیا اینطور است؟ اینها که خودشان میگویند اصلًا مازاد در کار نبوده است. درباره قسمت دومش هم همانهایی که در این شکار شرکت داشتند مصرف میکردند، مگر آنهایی که برای فرزندانشان میبردند؛ اگر مادرسالاری بوده- به قول اینها- مادرها تنها شکم خودشان را سیر نمیکردند، شکم بچهها را هم سیر میکردند و اگر پدرسالاری بوده پدرها تنها شکم خودشان را سیر نمیکردند، شکم زن و بچه هایشان را هم سیر میکردند. اینها خیلی حرفهای سست و بیاساسی است.
- بحث دیگر مسئله توجیه و علت یابی انتقال از دوره کمون اولیه به برده داری توسط پیروان مکتب مارکسیسم است. تضاد طبقاتی، تضاد نیروی تولید با روابط تولیدی، و جهش علل گوناگونی است که مطرح میشود. اینها میگویند که تکامل اجتماعی محصول تضاد طبقاتی است که تضاد طبقاتی میان طبقات استثمارکننده و استثمارشونده خودش ناشی از یک تضاد درونی است در تولید بین نیروی تولید و روابط تولیدی. توجیه تضاد طبقاتی در دوره برده داری که به زعم مارکسیستها باعث انتقال به دوره فئودالیسم میشود و یا از فئودالیسم به بورژوازی و از بورژوازی به سوسیالیسم، سادهتر خواهد بود اما در کمون اولیه که آن را جامعه بیطبقه میانگارند توجیه قضیه به این سادگی نیست. پولیتسر در