مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٨٧٣ - ارزش وجدان انسان
مطلع دعوت پیغمبر بود، [اولین بار که] در میان مردم ظاهر شد آن جملهای که به مردم گفت چه بود؟ یک امر اعتقادی بود، از یک اعتقاد شروع کرد: قولوا لا الهَ الَّا اللَّهُ تُفْلِحوا. همان رَبَّک فَکبِّرْ است. ایها النّاس! بگویید لا الهَ الَّا اللَّهُ تا رستگار بشوید. پس دعوتش را از عوض کردن فکر مردم شروع کرد، از توحید شروع کرد.
دعوتها از یک نظر مثل کتابها یا مقالهها یا قصیدههاست. میگویند در بلاغت، حسن ابتدا و حسن ختام خیلی اهمیت دارد. اینکه مثلًا شاعر وقتی که میخواهد شعرش را شروع کند با چه جملهای آغاز کند. آن جمله باید برایش خیلی ارزش داشته باشد، کما اینکه آن جملهای هم که با آن پایان میدهد باید یک برجستگی خاصی داشته باشد. یک دعوت هم این گونه است. ابتدا که ظاهر میشود با چه چهرهای ظاهر بشود؟ اولین چیزی که به آن چهره میدهد چیست؟ وَ رَبَّک فَکبِّرْ: خدا. لا الهَ الَّا اللَّهُ نفی هر معبودی غیر از خدا و اثبات خدا: جز خدا معبودی نیست.
تا اینجا آیاتِ مربوط به دعوت رسول اکرم بود که باز هم آیات در قرآن هست، شاید به ذهن خودم بیاید، به ذهن شما هم بیاید، اگر آمد بگویید که همه اینها را جمع کنیم. و دیگر آیاتی است که قرآن از زبان پیغمبران دیگر و دعوت پیغمبران دیگر نقل میکند. نوح که با قوم خودش مواجه شد با چه مواجه شد، چگونه دعوت خودش را آغاز کرد. ابراهیم که با قوم خودش مواجه شد روی چه مسائلی تکیه کرد؟ موسی، عیسی، صالح، هود و یونس و پیغمبران دیگر همینطور.
برای این جهت اگر ما بخواهیم همه آیات قرآن را استقصا کنیم البته کار خوبی است ولی شاید خیلی وقت از ما بگیرد و شاید فرصت هم نداشته باشیم ولی فعلًا ما میتوانیم به عنوان نمونه سورة الشعراء را مطرح کنیم. سورة الشعراء در میان سورههای قرآن از نظر اینکه دعوت انبیا را خلاصه کرده [بی بدیل است] که هر پیغمبری آمد در قوم خودش چه گفت و چه امر مشترکی است که همه پیغمبرها آمدند به آن امر مشترک دعوت کردند و در عین حال هر پیغمبری در دعوتش روی یک امر خاصی تکیه کرده که آن پیغمبر دیگر نکرده چون هر پیغمبری در زمان خودش با یک مسئله خاصی مواجه بوده است.