مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٣ - سه بعد تاریخ در دید مذهبی
سه بعد تاریخ در دید مذهبی
اینجاست که تاریخ در این دید، سه بُعد پیدا میکند: بعد فردی، بعد اجتماعی و بعد جهانی (یعنی تاریخ از کل جهان جدا نیست.) بعد فردی این است که در عین اینکه جامعه ترکیبی است از افراد، چون فرد در جامعه [استقلال دارد، تاریخ بعد فردی نیز دارد.]
مسئله معروفی است که امروز مطرح است تحت این عنوان که آیا جامعه اصل است یا فرد اصل است؟ آیا فرد اصل است و جامعه امر اعتباری است یا جامعه اصل است و فرد امر اعتباری؟ این را ما مکرر گفتهایم که ترکیب جامعه یک ترکیب خاصی است. در قدیم هم این مسئله در باب اجسام مطرح بوده. حتی یک اختلاف نظری بین بوعلی و ملاصدرا هست که وقتی دو یا چند عنصر با هم ترکیب میشوند و یک مرکب به وجود میآید، آیا عناصر ترکیب کننده، هویت خود را در ضمن مرکب از دست میدهند و فقط مرکب وجود دارد؛ یعنی هویت مرکب وجود دارد و آنها هیچ هویتی ندارند، هویت آنها معدوم و تبدیل به هویت مرکب شده است؟ یا نه، در عین اینکه هویت مرکب هویت جدیدی است، هویت این اجزاء هم در ضمن محفوظ است، از بین نرفته و لهذا وقتی که مرکب تجزیه میشود همان عناصر عیناً به حالت اولیه برمیگردد.
در جامعه [حفظ هویت افراد] از این هم بیشتر است. عدهای میگویند جامعه اساساً مرکب نیست، هرچه هست فرد است. اگر چنین گفتیم اصلًا تاریخ نمیتواند فلسفه داشته باشد چون در این صورت، زندگی فقط از آنِ افراد است نه از آنِ جامعه، ولی اگر گفتیم جامعه [مرکب است، این سؤال مطرح میشود که] آیا همینطور که در طبیعت، اجزاء لااقل استقلال خودشان را از دست میدهند [اگر مطابق آن نظریه نگوییم هویتشان را نیز از دست میدهند] در جامعه نیز افراد استقلالشان را از دست میدهند؟ پاسخ این است که خیر، استقلال و آزادیشان را از دست نمیدهند، یعنی این یک حالت خاصی است که در عین اینکه جامعه به عنوان انسان الکل- که ما از جامعه به «انسان الکل» تعبیر میکنیم- خودش شخصیت دارد، فکر دارد، روح دارد، احساس و عاطفه دارد، در عین حال فرد هم در جامعه هویتش از بین نرفته است. به این معناست که ما میگوییم تاریخ یک بعد فردی دارد، چون افراد در جامعه خالی از استقلال نیستند، و یک بعد اجتماعی دارد چون معتقدیم جامعه شخصیت دارد- که راجع به اینها جداگانه بحث خواهیم کرد- و در عین حال تاریخ یک بعد سوم دارد که آن، بعد جهانی یا بعد الهی باشد.
پس «دید مذهبی تاریخ» یعنی علاوه بر آن دو بعد یک بعد جهانی داشتن؛ یعنی مجموع جهان نسبت به جامعه انسان بیتفاوت نیست، به این معنی که اولًا جامعه انسان رسالتی دارد و آن رسالت به سوی غائیت و به سوی تکامل است و در این مسیر اگر درست گام بردارد عکس العمل جهانی نسبت به او یک عکس العمل موافق است، و اگر منحرف بشود عکس العمل جهانی یک عکس العمل