مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٦٠٠ - ارزش وجدان انسان
حتی من از چوپانها شنیدهام که گرگها به این صورتِ اشتراکی عمل میکنند: یک عده گرگ از یک طرف مثلًا از جنوب گله حمله میکنند. چوپان و سگهای گله اطلاع پیدا میکنند و اینها را تعقیب میکنند. آنها هم فرار میکنند. یک عده گرگ دیگر در آن طرف دیگر کمین میکنند. وقتی حس کردند که سگ و چوپان دور شدهاند، از آن طرف به گله میزنند. ولی بعد که رفتند با همدیگر میخورند. چنین نیست که اینهایی که این گوسفند را بردند، تنها بخورند و آنها را گرسنه بگذارند.
یعنی این مقدار کار اشتراکی در حیوانات مشاهده میشود، کما اینکه کار اختصاصی و انفرادی هم در همان حیوانات در همین حد در آنِ واحد هست؛ یعنی اگر یک گرگی تنها بیرون رفت، یک جا یک گوسفندی گیرش آمد و گرفت آورد، دیگر نمیرود او را با گرگ دیگر تقسیم کند، او را خودش تنها میخورد. اگر هم یک گرگ دیگر بیاید، به او نمیدهد چون این را تنها گیر آورده است.
در انسانهای اولیه بعید نیست که چنین چیزهایی بوده است. لااقل در حد گرگها که به نحو اشتراک صید میکردهاند انسانها هم گاهی به نحو اشتراک صید میکردهاند و به نحو اشتراک هم مصرف میکردهاند. ولی در همان حال ما نمیتوانیم بگوییم همیشه کار به صورت اشتراکی بوده، زیرا همیشه شکار کردن از قبیل شکار یک فیل نبوده که بخواهند بیست یا سی نفر با همدیگر جمع بشوند تا یک فیل را شکار کنند. شکار گنجشک هم بوده، شکار کبوتر هم بوده، شاید حشراتی را هم شکار میکردند. مار را خیلی از قبایل شکار میکردند (عربها را سوسمارخور میگفتند)، از بیابان میگرفتند و میخوردند. هنوز فرنگیها خرچنگ، قورباغه و هزارچیز دیگر را میخورند. آن وقتی که بشر قورباغهای را در همان دوره اشتراک اولیه مثل این فرنگیها [١] شکار میکرد (خنده استاد) آیا بعد میرفت این قورباغه یا خرچنگ یا مارمولک را با همه تقسیم میکرد؟ اینها را شکار میکرده و خودش تنها میخورده است. پس نمیشود گفت که حتماً یک مالکیت اشتراکی به این شکل بوده است.
یک چیز دیگر که در اینجا قویاً احتمال داده میشود و یک درجه بالاتری است و حتماً باید در مراحلی باشد که بشر کمی پیشرفت کرده باشد، آن وقتی که زندگیها شکل قبیلهای یعنی شکل نژادی داشته است، حال یا به صورت مادرسالاری یا به صورت پدرسالاری، [احترام ریش سفیدان است.] عجیب این است که از یک طرف میگویند هنوز دوره مادرسالاری بوده، از طرف دیگر میگویند ریش سفیدان محله! بگویید گیس سفیدان (خنده استاد). در دوره مادرسالاری که پدر شناخته نبوده، اگر احترام بوده برای گیس سفیدها بوده چون رابطه، رابطه نژادی است؛ یعنی اگر احترامی قائل بودند، برای پدربزرگ قائل بودند اگر پدر شناخته بوده، و برای مادربزرگ قائل
[١] لابد اجداد اینها قورباغه خور بودند!