مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٩٨٩ - ارزش وجدان انسان
شما.] [١]
در آیات دیگر قرآن هم ما داریم مواردی که قرآن کلمه کفر را در مورد شرک یعنی کفرِ به شرک به کار برده مثل اینکه از زبان شیطان (گویا در قیامت) نقل میکند که گفت: انّی کفَرْتُ بِما اشْرَکتُمونِ مِنْ قَبْلُ [٢]. شیطان میگوید شما چرا آمدید مرا پرستش کردید، مرا در مقابل خدا قرار دادید؟ من به این شرک شما کافرم.
- کفر در اینجا به معنی بیزاری است.
استاد: بیزاری همان انکار است. ما هم میگوییم بیزاری و انکار. پس این، معنای اعم و معنی خود قرآن [برای کفر] است. اینکه میگوید انّی کفَرْتُ بِما اشْرَکتُمونِ من قبول ندارم، همان بیزاری و تبرّی جستن است.
غرض اینکه معنای کفر در قرآن در همه جا یک معنای ضد توحیدی نیست و خلاصه کفر مساوی با شرک نیست. هیچ جا ما کلمه شرک مقدّس نداریم که در یک جا شرکی مقدّس شمرده شده باشد ولی ما کفر مقدّس داریم. چون کفر معنایش انکار و مخالفت است، اگر کفر به اللَّه و الیوم الاخِر باشد این همان کفر معمولی است که قرآن از آن یاد میکند و آن را میکوبد. ولی قرآن میگوید هر جا که ایمان به اللَّه هست یک کفری هم باید در آنجا باشد. بنابراین کفر برخلاف شرک که مفهوم مذهبی دارد، بالذات مفهوم مذهبی ندارد. اگر کفر، کفر به دین حق باشد و یک شرکی با آن توأم باشد این خودش یک مذهب است و الّا میتواند کفر به دین حق باشد و هیچ شرکی هم با آن توأم نباشد. آن دیگر مذهب نیست. مثل همان کفرِ ما هِی الّا حَیاتُنَا الدُّنْیا نَموتُ وَ نَحْیا وَ ما یهْلِکنا الَّا الدَّهْرُ [٣]. این کفر هست بدون اینکه شرک یا مذهبی از مذهبها باشد.
- در آیه اول سوره بینه کفر و شرک را با همدیگر نیاورده؟ لَمْ یکنِ الَّذینَ کفَروا مِنْ اهْلِ الْکتابِ وَ الْمُشْرِکینَ مُنْفَکینَ حَتّی تَأْتِیهُمُ الْبَینَةُ [٤].
استاد: نه، اینجا کافر را اعم از مشرک و اهل کتاب قرار داده، ما هم همین را گفتیم که کافر یک
[١] [چند ثانیهای نوار افتادگی دارد.][٢] ابراهیم/ ٢٢.[٣] جاثیه/ ٢٤.[٤] بینه/ ١.