مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٧٤ - ارزش وجدان انسان
- اصلًا این دو موضوع فرق میکنند، یعنی پدر عامل وجود پسر است، پسر عامل تغییر وجود پدر است.
استاد: بله، اینها از همدیگر جداست. تأثیر و تأثر اینها از دو ناحیه مختلف است، ولی اینها از دو ناحیه مختلف که نمیگویند؛ میگویند ابزار تولید، افکار را پیش میبرد و میسازد، افکار هم ابزار تولید را پیش میبرد و میسازد. اگر اینطور گفتیم، نمیخواهیم بگوییم که مانعی دارد، ولی دیگر نمیشود برای یکی حق تقدم قائل شد. این را کتاب مارکس و مارکسیسم هم گفت. علت اینکه یک نوع ابهام پیدا شده این است که خود مارکس در ابتدا اصلًا بهطور مطلق عامل اقتصادی را عامل اول و اصل میدانست و آنها را تابع و فرع و هیچ گونه تأثیری برای عوامل دیگر روی عوامل اقتصادی قائل نبود. ولی بعدها خودش متوجه شد که این درست نیست. آنوقت آمد حرف خودش را اصلاح کرد. آن جمله معروفش در همین جا بوده. میخواست تأثیر روبنا را روی زیربنا بگوید، شاگردها و مریدهایش نمیپذیرفتند، گفت من به اندازه شما مارکسیست نیستم، یعنی من به اندازه شما برای عوامل اقتصادی نقش اساسی قائل نیستم؛ اگرچه خودش هم در جوانی همانطور قائل بوده. این است که اینجا اندکی مبهم است.
- تأثیری که اینها بهطور متقابل قائل هستند شاید از همان اصل کلی ناشی بشود (اصل تأثیر متقابل).
استاد: بله، ولی در تأثیر متقابل پدیدهها، دیگر اولویتی برای هیچ کدام نسبت به دیگری قائل نیستیم.
- بحث دیگری که دارد این است که عیناً مثل فسیلها که ما با شناختن فسیلها ادوار تکامل طبیعی را میتوانیم بشناسیم، آنقدر ابزار تولید نقش تعیین کننده در تعیین تحول و تشکل دورهها دارد که کافی است ما مشخص کنیم که در این سال این جامعه ابزار تولیدش چه بوده است تا براساس آن با یک رابطه خطی مشخص تعیین کنیم که نظام تولیدی آن جامعه چه بوده، نظام اقتصادی آن چه بوده، نظام فکری، هنری، سیاسی، مذهبی و حقوقی آن چه بوده است.
استاد: همان مسئله شناخت است که بار دیگر میآورد؛ یعنی کلید و مفتاح شناخت این است نه آن.