مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٧٣ - ارزش وجدان انسان
١ مادیگرایی تاریخی
وارد بخش دوم میشویم. بخش دوم تحت عنوان «مادیگرایی تاریخی» (ماتریالیسم تاریخی) بیان شده است. اینجا تعبیر خوبی دارد، میگوید مادیگرایی تاریخی در عین حال یک برداشت اقتصادی از تاریخ و یک برداشت تاریخی از اقتصاد است. خیلی تعریف خوبی برای ماتریالیسم تاریخی کرده است. میگوید ماتریالیسم تاریخی یک برداشت اقتصادی از تاریخ است، یعنی تاریخ را به گونه اقتصادی تفسیر میکند، و یک برداشت تاریخی از اقتصاد. «برداشت اقتصادی از تاریخ است» به همان معناست که اقتصاد را زیربنا قرار میدهد. روح تاریخ، قوه محرک تاریخ، آن که تاریخ را میسازد اقتصاد است، پس برداشت اقتصادی است از تاریخ. برداشت تاریخی از اقتصاد است، برای اینکه خود وضع اقتصادی یک وضع ثابتی نیست، یک وضع متغیر است، یعنی جنبه تاریخی دارد، سرگذشت دارد. خود اقتصاد، نیروهای مولد اقتصاد، روابط تولیدی و آنچه به اقتصاد مربوط است یک وضع ثابت یکنواخت در همه زمانها ندارد، ماهیت تاریخی دارد. پس تاریخ ماهیت اقتصادی دارد و اقتصاد هم ماهیت تاریخی دارد.
اگر یادتان باشد در یکی از جلسات گذشته گفتیم در اینجا آنچه که وجود ندارد انسان است یعنی اینطور باید گفت: یک برداشت اقتصادی از انسان و یک برداشت تاریخی از انسان است بدون برداشتی انسانی از اقتصاد یا برداشتی انسانی از تاریخ؛ یعنی اقتصاد دیگر انسانی تفسیر نمیشود و معنی ندارد، انسانْ اقتصادی تفسیر میشود. تاریخ به نحو انسانی به هیچ وجه تفسیر نمیشود، انسان به شکل تاریخی تفسیر میشود؛ و این عبارت است از همان نفی اصالت انسان که به هیچ رو قابل توجیه نیست. اساس حرف این بوده است. خود مارکس و انگلس هر دو در اواخر