مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٩٣٢ - ارزش وجدان انسان
یعنی یک روحانی واقعی و مستجاب الدعوة بوده و در حالی که وضع مادیاش هم آنطور نبوده مع ذلک یکدفعه گرایشِ آن گونه پیدا کرده است (وَ اتْلُ عَلَیهِمْ نَبَأَ الَّذی اتَیناهُ ایاتِنا [١]). بلعم باعور را قرآن به عنوان کسی ذکر میکند که [در مرتبه بالایی بوده و ناگهان سقوط میکند.] البته پیغمبر نبوده. مثل اینکه قرآن بخواهد بگوید که سلمان فارسی یا ابوذر یکدفعه فاسد شد. اصلًا قرآن این مَثَل را برای یک چنین چیزی آورده که این امر امکان دارد و انسان همیشه آسیب پذیر است. این خودش یک اصلی است در قرآن که انسان همیشه آسیب پذیر است، همچنان که همیشه و تا لحظه آخر امکان بازگشت و توبه برای او هست.
- رابطه علت و معلول برقرار است، یعنی اینجور نیست که یکدفعه انسان خراب شود.
استاد: همینطور است ولی قضیه این است: «هر که بالاتر رود ابلهتر است»، غرضم این جهت است: «استخوان او بتر خواهد شکست». آن کسی که بالاتر میرود، یک گناه کوچک- که اگر در سطح پایینتر کسی آن گناه را انجام دهد اثر زیادی روی او نمیبخشد- او را بکلی خرد میکند.
مَثَل کسانی که در یک سطح بالا میروند مَثَل سرمایه دارهای بزرگ است؛ یعنی یک مؤمن بزرگ در همان حال یک سرمایهدار بزرگ ایمانی است. یک عطّارِ سرکوچه اگر ورشکست بشود حداکثر هزار تومان ورشکست میشود. اما یک سرمایهدار که معاملات صد میلیون تومانی میکند اگر روزی ورشکست بشود میبینید که هشتصد میلیون تومان ورشکست شد، که با ورشکست شدن خودش صدها نفر دیگر را ورشکست میکند. بعد صدها نفر هم سراغش بیایند تا نجاتش بدهند نمیتوانند نجات بدهند ولی آن آدم با سرمایه کوچک که ورشکست بشود یک نفر با یک کمک کوچک هم میتواند نجاتش بدهد. این یک حساب و منطقی است در قرآن که افرادی که واقعاً بالا رفتهاند و در صف مقرّبان قرار گرفتهاند، یک لغزش کوچک، اینها را چنان به زمین میزند که خردشان میکند و به اسفل سافلین میروند. مثلًا در مقابلِ یک شهوت کوچک، در مقابل جاذبه یک مقام، در مقابل یک غرور [بلغزد.] این اتفاقاً حساب خیلی دقیقی دارد و مخصوصاً عرفا روی این قضیه زیاد تکیه کردهاند که انسان اگر یکمرتبه سقوط کرد برگشتنش خیلی مشکل است.
مثلًا یک کسی که در خودش واقعاً یک صفای نفس و یک کمال میبیند، کرامت و معجزه از او صادر میشود و میبیند اصلًا خداوند موجودات را مسخّرش قرار داده، اراده میکند به اراده او تسخیر میشوند، یکمرتبه یک غرور به او دست میدهد. تا غرور به او دست میدهد [و مثلًا
[١] اعراف/ ١٧٥.