مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٨١٣ - ارزش وجدان انسان
طرفدار این است که قبایل هم به همین وضعی که هست باقی بمانند؛ در حالی که آیه به این امر نظر ندارد.
پس این آیه در مقام بیان این جهت نیست که باید این اختلافات ملتها و قبیلهها [باقی باشد،] این واحدها به صورت واحدهای مختلف برای همیشه باقی بمانند و هیچ گاه مخلوط و یکی نشوند و ملتها به صورت ملت واحد هرگز درنیایند؛ بلکه فقط ناظر به این است که این اختلافات نباید مایه تفاخر قرار بگیرد که اثر این فقط تعارف است. این تعارف با وحدت هم ناسازگار نیست چون بعد از آنکه اینها از نظر فرهنگی یکی بشوند باز این شناساییها هست، مثل اینکه میگوییم فلان کس اهل این شهر و فلان کس اهل آن شهر، و با آن وحدت فرهنگی و ملی منافات ندارد. باز هم روی این قضیه بحث میکنیم و آیاتش را میخوانیم.
- آیا آیه «وَ لَوْ شاءَ رَبُّک لَجَعَلَ النّاسَ امَّةً واحِدَةً ...» [١] ...
استاد: خودم همه آیاتش را جمع کردهام و تذکر شما هم تذکر خوبی است. آن آیات اختلاف را در نظر داریم در بحث «تاریخ» تحت عنوان «مسئله تضاد در جامعه» مطرح کنیم. البته اگر اینجا هم دیدیم لازم است، طرح میکنیم. از این جهت میگویم آن آیات به جامعه مربوط میشود که معمولًا برای تضادهای درونی جامعه به آن آیات استدلال میکنند. ولی به این منظور هم که شما گفتید، خوب است درباره آن بحث بشود.
[١] هود/ ١١٨.