مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٦٦ - تأثیر عوامل محرک تاریخ در یکدیگر
تأثیر عوامل محرک تاریخ در یکدیگر
بحث راجع به مسئله نوابغ و همچنین مسئله اختراعات است. نظریه نوابغ و قهرمانان با اغلب نظریههای دیگری که داشتیم منافات زیادی ندارد، یعنی قابل جمع است. مثلًا اگر کسی بخواهد تاریخ را براساس محیط جغرافیایی یا نژاد و یا حتی اختراعات توجیه کند، مانعی ندارد که در عین حال قائل باشد که نژاد یا محیط جغرافیایی نوابغی میسازند، یعنی یک منطقه خاص جغرافیایی است که از آنجا نابغه برمیخیزد نه همه منطقهها. همینطور که میگویند منطقههای خاصی هست که ملتهای قوی در آنجا به وجود میآیند و قهراً در میان افراد آن ملتها هم- که همه افراد علی السویه نیستند و بدون شک اختلاف و تفاوت هست- باز افرادی هستند که نسبت به افراد دیگر فوق العادگی دارند، و باز محیط جغرافیایی است که نابغه به وجود میآورد و نابغه است که نقش زیادی در حرکت تاریخ دارد. میتوانیم محیط جغرافیایی را بدون نابغه فرض کنیم مثلًا بگوییم که محیطهای شمالی، افراد و ملتهای قوی به وجود میآورند و همان خصلت طبیعی که این ملتها از محیطشان گرفتهاند اینها را وادار به حرکتی در تاریخ میکند بدون اینکه نیازی به رهبر باشد. ولی ممکن است کسی این نظریه را به این شکل نپذیرد و بگوید: درست است که محیط جغرافیایی در روحیه ملت اثر میگذارد ولی بالاخره افراد برجسته و فوق العادهای در میان همانها به وجود میآید که آنها هستند که این نیروها را در حرکتها و کارهای نظامی جمع و جور و رهبری میکنند. قدرت رهبری و مدیریت در نابغه فوق العاده است. افرادی نظیر بیسمارک- که مؤلف مثال زده است- یا نادر در ایران، یا افراد دیگری که تحولاتی به وجود آوردهاند [از این قبیلاند].
درست است که نادر از نظر سربازی هم یک سرباز خیلی شجاع بود ولی خیلی سربازها بودهاند