مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٦٧ - تأثیر عوامل محرک تاریخ در یکدیگر
که مثل نادر شجاع و پهلوان بودهاند، اما نادر خصوصیت خودش را از این داشت که قدرت رهبری داشت، یعنی توانست نیروها را دور خود جمع کند و رهبری و هدایت نماید.
نظریه نژاد نیز چنانکه گفتیم- و بعد دیدم مؤلف هم در آخر همین را میگوید- با نظریه محیط جغرافیایی به یک اصل برمیگردند. عین این حرف را در آنجا هم میشود گفت.
می رسیم به مسئله اختراعات. در آخرِ سخن همین شخص هم این حرف بود، میگوید:
تاریخ یعنی اختراعات بزرگ. در پشت تغییرات مکانیکی، تغییرات اقتصادی است و در پشت آن پیشرفت علوم طبیعی و در پشت آن تفکر مردان بزرگ در گوشه خلوت.
می خواهد بگوید که تا محیطی مساعد نباشد مردان بزرگ شرایط مساعدی برای کارهای بزرگ پیدا نمیکنند و محیط نیز باید، هم از نظر علمی و هم از نظر اقتصادی مساعد باشد، و اینها را اختراعات مساعد میکند. قهراً این سؤال به وجود میآید که اختراعات ناشی از کیست؟ وقتی ما میگوییم «قهرمان» مقصود فقط قهرمان نظامی یا سیاسی نیست، بلکه قهرمان یعنی فرد فوق العاده.
کسانی که میگویند: «قهرمانان تاریخ را به وجود آوردهاند» مقصودشان منحصر به قهرمانان نظامی و سیاسی نیست. آن کسی که موفق به یک اختراع میشود مسلّم امتیازی با دیگران دارد یعنی قدرت مغزیای دارد که دیگران ندارند، و لهذا بعد [مؤلف] اقرار کرده که اگر قهرمانان نقشی در تاریخ داشته باشند نقششان این است که اختراع بزرگ میکنند و بعد در اثر اختراع بزرگ تاریخ را عوض میکنند.
البته این نظریه هم قابل رد است. خیر، یکی از کارهایی که مردان بزرگ میکنند اختراع است و بسیاری از مردان بزرگ هیچ اختراعی نداشتهاند، فقط کشف علمی داشتهاند و بعد دیگران کشف علمی آنها را مبنای یک سلسله اختراعات عملی قرار دادهاند. خیلی از مردان بزرگ، بزرگیشان در جنبههای دیگر مثلًا جنبههای اخلاقی و تربیتی است، یعنی توانستهاند روحیه و خلق و خوی ملتی را عوض کنند؛ مثل بیماری که خون کثیفی در رگهای اوست، این خونهای کثیف و مریض را از رگهایش بیرون بکشند و بعد یک خون سالم وارد بدنش کنند و از این راه او را تغییر دهند. گاهی مردان بزرگی پیدا میشوند که اخلاق و عادات پست و منحطی را که به منزله خون کثیفی است که در رگهای مردمی هست و آنها را بیمار و ضعیف کرده، از روح آن مردم بیرون میکشند و به جای آن، خون پاک (اخلاق و عادات متعالی) وارد روحشان میکنند. اینها هم جامعهها را تغییر میدهند.
بله، تنها نظریهای که نظریه قهرمانان با آن صد درصد تناقض دارد همان نظریه توجیه اقتصادی تاریخ یا نظریه مارکسیسم است، چون این نظریه برای وجدان به معنی اعم هیچ گونه اصالتی قائل