مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٤٣ - ارزش وجدان انسان
اسیر جنبه سِفلی اوست. در تعبیرات شعرای ما وقتی که انسان را تشبیه میکنند به یک یوسف که در چاه افتاده است مقصودشان از چاه همان ظلمتکده طبیعت است که وقتی روح انسان مطیع تمایلات نفسانی و طبیعی باشد و عقل انسان جز در خدمت طبیعت و ماده نباشد، این هم اسارت، بردگی و بندگی نفس تلقی میشود. ارَایتَ مَنِ اتَّخَذَ الهَهُ هَواهُ [١]. این همان است، یعنی معبود واقع شدن هوای نفس.
جنبه سوم آزادی، آزاد بودن انسان از محکومیت انسانهای دیگر است که البته اینکه انسان در برابر انسانهای دیگر بهطور مطلق بخواهد آزاد باشد یک امر نامعقولی است، همینطور که در مقابل طبیعت هم آزادی مطلق محال است که انسان در طبیعت باشد و هیچ قیدی از قیود طبیعی را نپذیرد. این هم محال است، زیرا آزادی یک فرد با آزادی افراد دیگر ضدیت دارد. اگر من در رابطهام با همه افراد دیگر انسانها آزادی مطلق داشته باشم معنیاش این است که آنها در رابطهشان با من آزادی نداشته باشند. ناچار اینجا حداکثر آزادی این است که آزادی من را جز آزادی دیگران چیز دیگری محدود نکند و البته این مسئله که آیا مصالح انسان هم آن را محدود میکند یا نه [مسئله دیگری است.] در قرن هجدهم کسانی که منادی آزادی بودند از قبیل ولتر و روسو اینچنین بحث میکردند و تکیه گاهشان آزادی بود ولی بعد این نظریه رد شد؛ یعنی یک مقدار قائل به محدودیت شدند و گفتند جامعه حق دارد بیش از این اندازه برای فرد محدودیت ایجاد کند، زیرا آزادی در آن حد مساوی با درجا زدن جامعه است و اگر جامعه بخواهد پیش برود باید مقداری جلو آزادی فرد را بگیرد، که مسئله «آزادی فرد و قدرت دولت» برایشان مطرح است و کتاب دکتر صناعی در همین زمینه است. تقریباً میشود گفت گرایشها در این جهت است. با اینکه گرایش مطلق جهان به این طرف است، در عین حال از این دو بلوکی که الآن در عالم هست (شرق و غرب) غرب هنوز بیشتر به آزادی چسبیده است و شرق بیشتر در جهت نفی آزادی و تسلط دولت حرکت میکند. منتها اینها اسم دولت را میگذارند «دیکتاتوری پرولتاریا» که باز همان دولت است و اسمش عوض شده.
نویسنده روی آزادی هم زیاد تکیه نکرده. «افق رو به گسترش» یعنی افق آزادی رو به گسترش است. روی این هم زیاد تکیه نکرده است، کما اینکه روی قدرت هم زیاد تکیه نکرده است که آیا افق قدرت انسان رو به گسترش است یا خیر [٢]؟ ولی جنبه سوم برای انسان آن چیزی
[١] فرقان/ ٤٣.[٢] آیا افق زندگی در جهت قدرت و تسلط بر طبیعت و آزادی از آن رو به گسترش است یا در جهت آزادی انسان از انسان یا در جهت آزادی انسان از حیوانیت خودش که منشأ آزادی انسان از انسان هم بالتبع خواهد شد، یا در جهت مبانی مثبت از قبیل تعاون، مهرورزی به دیگران، جود و ایثار، قوّت اراده، راستی، نیکی، زیبایی معنوی، بی عقدگی و بیتکبری و بیحسادتی و بیبخلی و بیحقدی و یا در جهت علم و آگاهی و حکمت به معنی واقعی؟