مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١١٠ - ارزش وجدان انسان
فراغتی برای آن ندارند. ولی این به مسئله زیربنا و روبنا مربوط نیست.
- ... میگوید: «اختلافات مذهبی وقتی شروع شد که اسرای آلمانی به هوش آمدند و پولی که از جیب رعایایشان به صندوق واتیکان میرفت به جیب خود ریختند.» همچنین میگوید پدید آمدن فرقه پروتستان در مذهب پروتستان علت اقتصادی داشته و هیچ منشأ فکری- که مثلًا یک طبقه روشنفکر پیدا شوند که بفهمند برخی امور خرافات و اشتباه است- نداشته، بلکه میخواستند آن هدیهها و باجهایی که به جیب واتیکان میرفته به طرف خودشان بیاید.
استاد: آن دو مقالهای که آقای حمید عنایت در سه چهار سال پیش در مجله نگین نوشتند که خلاصهای بود از یک کتاب، دو مقاله خیلی حسابی بود و ظاهراً بعد همان دو مقاله در کتاب جهانی از خود بیگانه چاپ شد. آن کتاب ظاهراً از دانشمند معروف، ماکس وبر است که او نظریهاش درست عکس نظریه مارکس است و میخواهد بگوید که همیشه یا خیلی اوقات عوامل معنوی به وجود آورنده عوامل اقتصادی بودهاند نه برعکس، و مثال میزند به انقلاب پروتستان و اینکه اصلًا سرنوشت اروپا را این انقلاب عوض کرد و خود انقلاب پروتستان را معلول برخوردهایی میداند که دنیای مسیحیت با مشرق زمین پیدا کرد، یعنی عکس این چیزی که ویل دورانت اظهارنظر میکند. خیلی مقاله خوب و عالمانهای است.
- ... میگوید: «افراد ممکن است برای انگیزههای غیر اقتصادی کار کنند مثلًا خود را برای فرزندانشان یا دوستانشان و یا خدایانشان فدا کنند، اما این قهرمانیها و حماقتهای پراکنده در تعیین سقوط و یا اعتلای اقوام اهمیتی ندارد.»
استاد: بنابراین اگر کسی برای فرزندش فداکاری کند حماقت است، و به طریق اولی اگر برای بیگانه فداکاری کند حماقت است. پس بهطور کلی فداکاریها حماقت است. فداکاری که نمیتواند علل اقتصادی داشته باشد؛ یعنی شخص فداکاری کند که بعد به یک هدف اقتصادی برسد؟! اینطور که نیست. طبق این منطق هرکس که فداکاری میکند حماقت میکند.
- الآن خودشان در آنگولا دارند حماقت میکنند.
استاد: بله. البته میگوید از نظر رؤسا همینطور هم هست. آن رؤسا یک عده احمق را به کار