مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٠٩ - ارزش وجدان انسان
استاد: بله، گفتیم اینها را با همدیگر مخلوط کرده. اینکه ثروت منشأ قدرت است یک مسئله است، و اینکه ثروت عامل محرک انسانهاست مسئله دیگری است. ویل دورانت هم اینها را مخلوط کرده است.
- ... مثلًا میگوید: جنگ تروا به خاطر زیبایی یک زن هرزه روی نداده، جنگ معروف تروا که میگویند به خاطر یک زن ... بعد میگوید اگر وجود هلن واقعاً راست باشد فقط بهانهای بوده برای روپوشی مقاصد اقتصادی ...
استاد: ژرژ پنجم انگلستان (پدر بزرگ ملکه الیزابت) به خاطر یک زن از سلطنت صرف نظر کرد. او عاشق زنی شد و مقررات انگلستان اجازه نمیداد که با آن زن ازدواج کند و او هم پافشاری داشت.
آخر گفتند از یکی از ایندو باید صرف نظر کنی، یا از تخت سلطنت یا از آن زن. او هم با کمال رضایت از سلطنت صرف نظر کرد. حال اینها این را چگونه توجیه میکنند؟
- ... میگوید: «توجه کنید که چگونه کار کردن غلامان برای یونانیان سبب شد که صنعت و اختراع در یونان قدیم پیشرفت نکرد و چگونه اسارت زنان موجب شد که عشق حقیقی رشد نکند و مردان به پسران عشق ببازند و چگونه پسردوستی در هنر پیکرتراشی یونانیان اثر کرد.»
استاد: این چه حرفی است؟! به هنر مربوط نبوده. اگر زنها اسیر نمیبودند، به جای مجسمه پسر مجسمه زن میتراشیدند.
شک ندارد که در مسئله هنر یا علم، یک فراغتی برای هنرمند یا عالم و یا فیلسوف لازم است، یعنی باید شرایط زندگی او به گونهای باشد که به او مجال و فرصت بدهد. چرا در قدیم میآمدند مدرسه میساختند با حجرههای آماده و مهیا، و موقوفههایی قرار میدادند برای کسانی که میآیند تحصیل کنند؟ یا امروز چرا به محصل کمک تحصیلی میدهند و برای او خوابگاه در نظر میگیرند؟ برای اینکه یک محصل باید خیالش از این جهات آسوده و راحت باشد تا برای تحصیل علم فراغت داشته باشد. یک هنرمند هم باید زندگیش آسوده و مرفه باشد تا بتواند فکرش متمرکز در کار هنر باشد، و الّا آدمی که از یک طرف از صبح تا غروب یک کار سنگین بدنی میکند بدیهی است که دیگر شب نمیتواند چند ساعت کار علمی یا هنری بکند. این است که جامعههایی که مردمش دائماً درگیر معیشت هستند، در میان آنها هنر و علم رشد نمیکند چون