مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٠٧ - ارزش وجدان انسان
در همان مسیری میافتد و در همان راهی میرود که قبلًا میرفت.
آیا همه جنگها ریشه اقتصادی دارند؟
در باب جنگها ما دو جور میتوانیم بحث کنیم. یکی اینکه بگوییم همه جنگهای دنیا ریشه اقتصادی داشته است، یعنی جنگها را جزء حوادث مهمی که در تحولات تاریخ مؤثر بودهاند بدانیم ولی خود جنگ را منبعث از علل اقتصادی بدانیم. دیگر اینکه بگوییم خیر، جنگها با آن همه عظمتش جزء حوادث مهم تاریخ نیست، به نظر میآید که جزء حوادث مهم است ولی چنین نیست و مسیر تاریخ را جنگها عوض نمیکند. بله، مغول پیدا میشود میآید قتل عام میکند، مثلًا ثلث مردم منطقهای را میکشد و زندگیها را بر باد میدهد، اما در عین حال بعد فراموش میشود. باز قافله همان راه خودش را طی میکند، یعنی مسیر خود را عوض نمیکند.
اگرچه ظاهر بسیاری از حرفهایشان این است که جنگها حوادث مهمی است ولی این حوادث مهم هم علل اقتصادی دارد- که ویل دورانت نیز روی این قضیه خیلی تکیه میکند- ولی طبق نظریه اینها باید جنگها را جزء حوادث بزرگ به شمار نیاورد، چون میگویند تکامل ابزار تولید است که تاریخ را تغییر میدهد و متحول میکند. یک وقت جنگ مقارن با تحول ابزار تولید هست و یک وقت نیست؛ اگر باشد تحول پیدا میشود و اگر نباشد خیر. مثلًا در قرون وسطی، در دورهای که آن را «دوره کشاورزی» مینامند، خیلی جنگهای بزرگ در دنیا رخ داده ولی دوره عوض نشده است، دوره همان دوره است. اما در دورهای که یکمرتبه صنعت تغییر کرد و دوره صنعتی پیش آمد، همان پیشامد تاریخ را متحول کرد و شکل دیگری به آن داد با اینکه جنگی در کار نبود.
طبق این نظریه جنگها معلول تحولات اصلی تاریخاند نه علت تحولات اصلی تاریخ. اگر ثابت شود که جنگ خودش علت یک تحول بوده- که ثابت هم میشود- آنگاه این نظریه نقض میشود. جنگها هم به نوبه خود در تغییر ابزار تأثیر داشتهاند، یعنی آنها حتی علت تغییر ابزارها هستند. دلیلش این است که جنگ خودش در عین اینکه خرابی به بار میآورد سبب یک نوع تحول و پیشروی هم هست، زیرا ملتها در حال جنگ در اثر رقابت جنگی- چون مسئله موت و حیات در کار است- نهایت تلاش را برای حفظ و بقای خود به کار میبرند و دانشمندان هر کشوری حداکثر کوشش را برای ساختن ابزار جنگی مصروف میدارند که این مقدار کوشش در حال صلح و آرامش عملی نیست، یعنی یک چنین شرایط فوق العادهای لازم است تا مغزها [حداکثر تلاش خود را به کار برند.]
می گویند مغزهای انسانها اغلب آن حداکثر نیروی خود را به کار نمیبرند، شاید یک صدم نیرویی را که میتوانند به کار ببرند، به کار میبرند. اغلب، اشخاص میمیرند در حالی که مثلًا ٩٠