راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٣٠ - توضيح خاصيّت قلب براى آدمى
در او جمع شود، مانند شيطان سركش. مىتوان از تمام حواس در راه رسيدن به خدا كمك گرفت، چنان كه در كتاب شكر (همين كتاب) توضيح بخشى از آن به خواست خدا خواهد آمد، پس هر كه نيروهاى خود را در آن راه بكار گيرد رستگار و هر كه از آن منحرف شود زيان بيند و نوميد شود، و همه سعادت در اين مورد آن است كه انسان مقصد و هدف خود را لقاء الله و جايگاه خويش را خانه آخرت قرار دهد و دنيا را راه عبور و بدن را مركب و اعضا را خادمان آن بداند. پس نيروى مدركه در قلب كه وسط مملكتش مىباشد، همانند سلطانى مستقّر شود و نيروى خيال كه در جلو مغز نهاده شده همانند رئيس پيك او باشد، زيرا خبرهاى مربوط به امور محسوس در آنجا جمع مىشود و نيروى حافظه كه جايش در انتهاى مغز است به جاى خزانهدار او باشد و زبان مترجم، و اعضاى جنبنده به جاى نويسندگان و حواس پنجگانه به جاى جاسوسانش باشند، و هر يك مأمور بخشى از بخشها شوند چشم مأمور جهان رنگها، گوش مأمور جهان اصوات، بويايى مأمور جهان بوها و همچنين ديگر نيروها هر كدام مأمور يك بخشى باشند، زيرا اين نيروها اخبارى دارند كه از عوالم ياد شده مىگيرند و تحويل نيروى خيال مىدهند كه همانند رئيس پيك است و نيروى خيال آن را به قوّه حافظه كه خزانهدار است تحويل مىدهد و انباردار آنها را به سلطان عرضه مىكند و سلطان براى اداره مملكت خويش و به پايان بردن سفر خود و ريشه كن ساختن دشمنى كه بدان مبتلاست و دور كردن راهزنان، اخبار لازم را مىگيرد و چون چنان كند موفق و خوشبخت و سپاسگزار نعمت خدا شود. و هر گاه تمام اين نيروها را مهمل گذارد يا آنها را به نفع دشمنان خود كه همان خشم و شهوت و ديگر لذّتهاى دنياست يا براى آباد كردن دنيا كه راه عبور به آخرت است به كار گيرد نه براى خانه آخرت كه وطن اصلى و قرارگاه اوست، در اين صورت خوار و بدبخت و نسبت به نعمتهاى خدا كفر ورزيده و لشكريان الهى را ضايع ساخته است و دشمنان خدا را يارى كرده و حزب خدا را خوار ساخته است، از اين رو شايسته عذاب و دور شدن از آخرت و معاد مىشود. از اين بلا به خدا پناه مىبريم.