راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ١٤٥ - شرح تغيير پذيرى اخلاق از راه تمرين
حرص بر انفاق آن) خالى باشد و هرگاه اين كار در دنيا ممكن نباشد حالتى كه شبيه به نبودن دو صفت (ياد شده) باشد و از هر دو طرف (افراط و تفريط) دور باشد يعنى همان حالت متوسط را طلب مىكنيم. آب نيم گرم نه داغ است و نه سرد و حدّ وسط ميان آن دو است و گويى از هر دو صفت (گرمى و سردى) خالى است. همچنين بخشندگى حدّ ميانى اسرافكارى و سختگيرى بر عائله است و شجاعت حد وسط ميان بىباكى و بزدلى است و عفّت حد ميانى حرص و سكون است، و همچنين ديگر خلقها زيرا قصد كردن هر دو طرف (افراط و تفريط) نكوهيده است و هدف ما هم همين است، و براستى كه اين امرى ممكن است، آرى بر هر استادى كه مريدى را راهنمايى مىكند لازم است كه بطور كلّى خشم را زشت بداند و تقبيح كند و مال اندوزى را نكوهش كند و به مريد اجازه انجام آن را ندهد، زيرا اگر به او در كمترين چيزى رخصت دهد آن را مجوّزى براى اعمال بخل و خشم خود در سطح گستردهترى تلقّى مىكند، و مىپندارد كه به اين مقدار رخصت داده شده است. ولى هرگاه اراده كند كه ريشه بخل و خشم را بركند و در آن سعى نمايد فقط مىتواند قدرت آن را درهم بشكند و به حال اعتدال برگرداند، از اين رو حق آن است كه تصميم بگيرد آن را از ريشه بركند تا آن ميزانى كه مقصود اوست برايش ميسّر شود و اين راز را بر مريد آشكار نسازد، زيرا كشف اين راز موجب فريب خوردن شخص نادان است چون گمان مىكند كه خشم او به حق و مال نبخشيدنش نيز به حقّ بوده است.
عاملى كه آدمى به وسيله آن تا حدّى به خوشخويى مىرسد
پيش از اين دانستيد كه خوشخويى به معتدل بودن نيروى عقل از طريق كامل شدن حكمت برمىگردد و نيز به معتدل بودن نيروى خشم و شهوت و فرمانبردارى هر دو از عقل و شرع بازگشت مىكند. اين اعتدال از دو راه به دست مىآيد: يكى از راه بخشش الهى و كمالى كه در اصل فطرت است،