راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٢٤٦ - نشانههاى عالمان آخرت
جدال و قيل و قال در آنها بسيار است پرهيز كند. چه كسى كه از علم توأم با عمل روى مىگرداند مانند بيمارى است كه به امراض بسيارى دچار باشد، و در وقتى تنگ كه بيم از دست رفتن آن را دارد، با پزشكى حاذق روبرو شود، و وى به جاى اين كه از آنچه به آن گرفتار است با او سخن گويد از خواصّ گياهان و داروها و شگفتيهاى طبّ از وى پرسش كند، و اين خود منتهاى بيخردى است.
روايت شده است كه مردى نزد پيامبر خدا (ص) آمد، و عرض كرد: از غرايب علم به من بياموز. پيامبر (ص) فرمود: «درباره اصل علم چه كردهاى؟ گفت:
اصل علم چيست؟ پيامبر (ص) فرمود: آيا پروردگارت را شناختهاى؟ گفت:
آرى، فرمود، در اداى حقّ او چه كردهاى؟ عرض كرد: آنچه خدا خواسته است فرمود: آيا مرگ را شناختهاى؟ عرض كرد: آرى فرمود: براى آن چه آماده كردهاى گفت: آنچه خدا خواسته است پيامبر (ص) فرمود: برو آنچه را در آن جا به كار مىآيد محكم كن سپس بيا تا تو را غرايب علم بياموزم.»«٥٢»
سزاوار است كسب علم به گونهاى باشد كه از يكى از پيشينيان نقل شده است كه استادش به وى گفت: چه مدّت است كه با من مصاحبت دارى؟ پاسخ داد: سى و سه سال استاد گفت: در اين مدّت از من چه آموختهاى؟ گفت: هشت مسأله استاد گفت: إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ، عمر من با تو سپرى شد، و تو تنها، هشت مسأله از من آموختهاى؟ پاسخ داد: اى استاد! جز اينها نياموختهام و دوست ندارم دروغ بگويم استاد به او گفت: هشت مسأله را بيان كن تا آنها را بشنوم.
گفت:
مسأله اوّل- به اين مردم نگريستم ديدم هر كسى را محبوبى است كه تا لب گور با وى همراه است، و چون به گور رسد از وى جدا مىشود، من اعمال نيك را محبوب خود ساختم، تا چون به گور وارد شوم به همراه من باشد. استاد گفت: آفرين.
«٥٢» العلم ابن عبدالبر المختصر ص ٩٧