راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٥٢٣ - چگونگى ورود به گرمابه و آداب آن
خداوند بيشتر، و تقرّب او به درگاه بارى تعالى آشكارتر است، زيرا آن كه به پيامبر (ص) نزديك است با توجّه به قرب آن حضرت نزد پروردگار لامحاله چنين شخصى به خدا نزديك است، چه قريب قريب در مقايسه با غير، قريب است. ما به خداوند پناه مىبريم از اين كه زمام حركات و سكنات ما به سبب هواى نفس به دست شيطان باشد. اينك از نظم حركات آن حضرت در سرمه به چشم كشيدن او عبرت گير، زيرا چشم راست را سه بار و چشم چپ را دوبار سرمه مىكشيد«١٠٤»، و از چشم راست شروع مىكرد، و اين به سبب شرافت آن بود، و تفاوتى كه ميان دو چشم قائل مىشد براى اين بود كه مجموع سرمه كشيدنها به عدد فرد ختم شود، و عدد فرد بر زوج برترى دارد، زيرا خداوند فرد و يگانه است و عدد فرد را دوست مىدارد، و نبايد فعل عبد از مناسبت با صفتى از اوصاف پروردگار خالى باشد، از اين رو در استنجاى با سنگ نيز عدد فرد مستحب است. و اين كه پيامبر (ص) در مجموع به عدد سه با آن كه فرد است اكتفا نفرموده براى اين است كه در اين صورت لازم بود چشم چپ يك بار سرمه كشيده شود، در حالى كه غالبا سرمه با يك بار كشيدن بيخ پلكها را فرا نمىگيرد، و اين كه چشم راست را بر چپ زيادتى مىداده از اين نظر بوده كه جمع آنها در عدد فرد مستلزم زيادتى است و چشم راست افضل و به اين زيادتى سزاوارتر است«١٠٥».
«١٠٤» مجمع الزوائد ج ٥ ص ٩٥ كافى ج ٦ ص ٤٩٥ شماره ١٢ ((پيامبر خدا صلى الله عليه وآله و سلم پيش از آن كه بخوابد چهار بار چشم راست و سه بار چشم چپ را سرمه مى كشيد
«١٠٥» شگفتا از ابو حامد غزالى كه امثال اين سخنان را كه هيچ گونه سودى در آنها نيست به زبان آورده است و براى مومن شايسته نيست كه عمر خود را در شنيدن اين گونه ياوه سراييها تباه سازدزيرا خبر وارد در اين خصوص اين است كه پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم چشم راست خودرا سه بار و چشم چپش را دو بار سرمه مى كشيد و اين را طبرانى در الكبير و الاوسط و بزاز درمسند خود از عقبه بن على روايت كرده اند و اين راوى ضعيف است به علاوه اين خبر با روايتى كه كلينى آن را نقل و ما آن را پيش از اين ذكر كرده ايم و نيز با خبرى كه احمد در مسند خود ج ١ ص ٣٥٤ به مسند حسن از ابن عباس روايت كرده است معارض است و خبر مذكور اين است كه آن حضرت بر هر يك از چشمانش سه بار سرمه مى كشيد با اين همه بر فرض صحت خبر شايدتفاوتى را كه آن حضرت در سرمه كشيدن ميان دو چشم قائل مى شده به سبب قوت و ضعف آنهابوده نه آنچه را غزالى به هم بافته و عرضه كرده است دذژخ حدژخژ