راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٤١٩ - فصل گفتار خواجه نصير الدّين طوسى
داراى درجاتى است. همان گونه كه در دانستن اسرار طبّ و فقه و ديگر علوم ميان مردم درجات و تفاوتهايى موجود است، زيرا اين اختلاف ناشى از اختلاف در اجتهاد و تفاوت سرشت مردم از حيث هوش و زيركى است، و همان گونه كه درجات اين اختلاف منحصر و محدود نيست درجات هدايت نيز منحصر نمىباشد.»
فصل: گفتار خواجه نصير الدّين طوسى
مىگويم: از جمله كسانى كه با آنچه غزّالى درباره اكتفاى عوام به مجمل عقايد و تقليد آنها در شرايع نوشته همفكر و هم عقيدهاند افضل المحقّقين خواجه نصير الدّين محمّد بن حسن طوسى است، چه او در يكى از رسالههاى خود نوشته است: «بدان اى برادر عزيز! كمترين چيزى كه اعتقاد آن بر مكلّف واجب است همان است كه قول: لا اله الّا الله محمّد رسول الله آن را بيان مىكند. سپس كسى كه رسالت پيامبر (ص) را تصديق مىكند بايد قول او را در چگونگى صفات بارى تعالى و روز بازپسين و تعيين امام معصوم نيز باور و تصديق كند، و اينها امورى است كه قرآن بدون زيادتى و ذكر برهان بر آنها مشتمل است، امّا در مورد آخرت بايد به بهشت و دوزخ و حساب و جز آنها اعتقاد پيدا كند، و درباره صفات بارى تعالى معتقد شود كه او حىّ، قادر، عالم، مريد، كاره، متكلم است و هيچ چيزى مانند او نيست، و او شنوا و بيناست و بر مكلّف واجب نيست كه در حقيقت اين صفات، و اين كه كلام و علم خدا و جز اينها حادثند يا قديم بحث و بررسى كند، و هر گاه تا دم مرگ حقيقت اين مسائل به ذهن او خطور نكند مؤمن مرده است و بر او حرجى نيست. همچنين فرا گرفتن ادلّهاى كه متكلّمان آنها را در كتاب خود نوشتهاند بر او واجب نمىباشد، بلكه به مجرّد ايمان آنچه در تصديق حقّ به دل او خطور كند، بىآن كه دليل و برهان آن را بداند، برايش كافى است و مؤمن است، و پيامبر خدا (ص) عربها را به بيش از اين مكلّف نساخت، اسلام اعراب و بيشتر مردم نيز بر همين اعتقاد مجمل استمرار داشته است، جز كسى كه در شهرى سكونت داشته و در آن مسائلى از