راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٢١٢ - باب پنجم وظايف معلّم و دانشجو
است، چه علم زمانى فايدهاش بسيار و از ارزش برخوردار است كه عملى براى خدا و به قصد تقرّب جستن به او باشد. ما پيشتر به اين مطلب اشاره كردهايم. و در آينده نيز در اين باره سخن خواهيم گفت و توضيح بيشترى خواهيم داد.
٢- علاقه و وابستگى خود را به اشتغالات دنيوى كم كند،
و از وطن و خانواده دور شود، زيرا علايق دانشجو را از كارش باز مىدارد و به خود مشغول مىسازد، كه: ما جَعَلَ الله لِرَجُلٍ من قَلْبَيْنِ في جَوْفِهِ«٦» فكر آدمى هر قدر گسترش يابد بيشتر در درك حقايق ناتوان خواهد شد، از اين رو گفتهاند: علم قدرى از خود را به تو نمىدهد مگر آن كه كلّ خود را به او دهى، و چون كلّ خويش را به او دهى، از اين كه او پارهاى از خود را به تو خواهد داد يا نه در خطر مىباشى، انديشهاى كه ميان امور گوناگون پخش و منقسم شود مانند جويى است كه آب آن پخش شده، قسمتى از آن جذب زمين، و قسمت ديگر تبخير گردد، و آنچه باقى مىماند به قدرى نيست كه جمع شود و به كشتزار برسد.
٣- بايد به سبب دانشى كه به دست مىآورد تكبّر نكند،
و به معلّم فرمان ندهد، بلكه به طور كلّى زمام كارش را در هر امرى به او بسپارد، و مانند بيمار نادان در برابر پزشك داناى مهربان اندرزهاى او را پذيرا باشد، و نيز بايد نسبت به معلم خود فروتنى كند، و ثواب الهى و شرف و بزرگوارى را در خدمت به او جستجو كند.
شعبى گفته است: زيد بن ثابت بر جنازهاى نماز گذارد، پس از آن استرى پيش او آوردند تا سوار شود ابن عبّاس جلو آمد و ركاب او را گرفت زيد گفت: اى پسر عمّ پيامبر خدا آن را رها كن. ابن عبّاس گفت: به ما دستور داده شده كه اين گونه با عالمان و بزرگان رفتار كنيم، زيد بن ثابت دست او را بوسيد، و گفت: به ما امر شده كه با خاندان پيامبرمان (ص) بدين گونه عمل كنيم.«٧»
«٦» احزاب / ٤: خداوند براى هيچ كس دو دل در درون وجودش نيافريده است
«٧» العلم ابن عبدالبر المختصر ص ٦٤