راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٣٢٢ - كتاب قواعد عقايد
انسان خداوند در وصف آن فرموده است: فِطْرَتَ الله الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْها لا تَبْدِيلَ لِخَلْقِ الله ذلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ وَ لكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لا يَعْلَمُونَ«٤»، حق تعالى در اين آيه عقل را دين ناميده و به سبب اتّحاد آنها فرموده است: نُورٌ عَلى نُورٍ. يعنى نور عقل و نور شرع سپس فرموده است: يَهْدِي الله لِنُورِهِ من يَشاءُ«٥» و آن دو را نور واحد قرار داده است، زيرا هر گاه شرع وجود نداشته باشد عقل در بسيارى از امور ناتوان خواهد بود، مانند چشم كه در صورت فقدان نور كارى از او ساخته نيست.
و بدان عقل ذاتا چيزى پرمايه نيست، و مىتوان گفت تنها قادر به شناخت كليّات اشياست نه جزئيّات آنها مانند اين كه به طور اجمال مىداند كه عقيده حق، سخن راست، انجام دادن كار خوب، به كار بردن عدل و داد، داشتن عفت و امثال اينها خوب است، بىآنكه اين خوبى و حسن را در هر چيزى معرّفى كند، در حالى كه شرع كليّات و جزئيات اشيا را مىشناسد، و روشن مىكند كه درباره هر چيز چه اعتقادى بايد داشت، و عدالت در هر چيزى چگونه است، فى المثل عقل نمىداند كه گوشت خوك، خون و شراب حرام است، و اين كه واجب است در ايّام معيّنى از خوردن طعام دورى جست از نكاح با محارم اجتناب ورزيد با زن در حال حيض مباشرت نكرد چرا كه براى آگاهى بر قبح مسائلى از اين قبيل جز از طريق شرع راهى نيست. بنابراين شرع تنظيم كننده اعتقادات صحيح و بيانگر اعمال درست و مستقيم و رهنماى انسان به مصالح دنيا و آخرت است. هر كس از راه آن منحرف شود از راه راست بيرون رفته است. و به سبب اين كه عقل نمىتواند جزئيّات اشيا را بداند خداوند فرموده است: وَ ما كُنَّا مُعَذِّبِينَ حَتَّى نَبْعَثَ رَسُولًا«٦» و نيز:
«٤» دوم / ٣٠: (اين فطرتى است كه خداوند انسانها را بر آن آفريده در دگرگونى در آفرينش خداوندنيست اين است دين محكم و استوار ولى اكثر مردم نمى دانند
«٥» نور / ٣٥: خداوند هر كس را بخواهد به نور خود هدايت مى كند
«٦» اسراء / ١٥: ما هرگز (شخص يا قومى را) مجازات نمى كنيم مگر اين كه پيامبرى مبعوث كنيم