راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ١٤٣ - فصل شرح علم آخرت و نقل اخبار در اين باره
چگونگى برخورد سپاه فرشتگان و لشكر شياطين با آن، دانستن تفاوت ميان الهام فرشته و وسوسه شيطان، شناخت آخرت، بهشت، دوزخ، عذاب گور، صراط، ترازو و حساب برايش حاصل مىشود، همچنين معناى قول حق تعالى را كه فرموده است: كَفى بِنَفْسِكَ الْيَوْمَ عَلَيْكَ حَسِيباً«٣٩» و: إِنَّ الدَّارَ الْآخِرَةَ لَهِيَ الْحَيَوانُ لَوْ كانُوا يَعْلَمُونَ.«٤٠»
معناى لقاى پروردگار و نظر بر رخسار كريم او، معناى تقرّب به او و نزول در جوار او، معناى حصول سعادت به سبب همنشينى با ملاء اعلا، مجاورت با فرشتگان و پيامبران همه برايش روشن مىشود، و نيز معناى تفاوت درجات بهشتيان را درك مىكند، تا آن جا كه برخى از اين بهشتيان بعضى ديگر را مانند ستاره درخشان در فضاى آسمان مىبينند، و چيزهاى ديگرى كه شرح آنها به درازا مىانجامد، چه موقعيّت مردمان پس از تصديق اصل اين امور از نظر درك معانى آنها مختلف است:
عقيده برخى اين است كه همه اينها مثل است، و آنچه خداوند براى بندگان شايستهاش آماده ساخته نه چشمى آنها را ديده، نه گوشى شنيده و نه به دلى خطور كرده است، و خلايق از بهشت جز صفات و نام چيزى درك نمىكنند.
دسته ديگر بعضى از اين امور را مثال، و برخى را مطابق با حقيقتى مىدانند كه از لفظ آنها فهميده مىشود، برخى ديگر معتقدند كه منتهاى معرفت حق تعالى، اعتراف به عجز از شناخت اوست، و بعضى هم در طريق معرفت خداوند مدّعى توفيقات بزرگى شدهاند.
برخى از اينان مىگويند منتهاى معرفت خداوند همان است كه اعتقاد همه عوام بدان رسيده است، و آن اين كه او موجودى دانا، توانا، شنوا، بينا، گويا و مريد است. بنابراين منظور ما از علم مكاشفه اين است كه پرده برداشته شود تا
«٣٩» اسراء / ١٤: كافى است كه امروز خود حسابگر خويش باشى
«٤٠» عنكبوت / ٦٤: زندگى واقعى سراى آخرت است اگر آنها مى دانستند