راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ١٢٧ - فصل علم به قرآن منحصر به روايات معصومين (ع) است
اولوالامرى كه خداوند به اطاعت از آنان فرمان داده اولوالارحامى كه پروردگار به پيوند با آنان امر فرموده، خويشاوندان پيامبر (ص) كه به دوستى آنها دستور داده شده، اهل ذكرى كه رجوع به آنان سفارش گرديده، سرورانى كه به دوستى و پيروى از آنها فرمان داده شده است، خاندانى كه خداوند پليدى را از آنها دور، و از (شرك و گناه) پاكيزهشان ساخته است، راسخان در علم كه همه علوم قرآن، چه تأويل و چه تفسير نزد آنهاست، يكى از دو سببى كه هر كس به آن چنگ زد پيروز شد، يكى از دو چيز گرانقدرى كه هر كس به آنها تمسّك جست از شبروانى است كه صبحگاه زبان به ستايش آنها گشوده خواهد شد،«٨» آنانى كه مانند كشتى نوحند، هر كس سوار آن كشتى شد نجات يافت، و آن كه تخلّف ورزيد غرق گرديد، كسانى كه چون به گفتار آيند سخن به درستى گويند، به آنها حكمت و فصل الخطاب (قدرت تميز حقّ از باطل) داده شده است، و معرّفى شدهاند تا دانسته شود چگونه بايد از در به خانه وارد شد.
هنگامى كه پيشينيان آنان را ترك كرده دست از يارى آنها كشيدند، امر بر آيندگان مشتبه شد، زيرا در موقعى كه آن ماجرا در سقيفه ميان صحابه رخ داد و با نيرنگ زدن به آنها جز دسته كمى از مؤمنان بقيّه را فريفتند، مردم از ثقلين (عترت و قرآن) روى گردانيدند، و از اين دو راه روشن (نجدين) بدور افتادند، و در وادى حيرت و گمراهى سرگردان شدند، سالها در اين وضع به سر بردند، و در اين غفلت و نادانى تا آن زمان كه مقدّر شده است باقى ماندند، در نتيجه علم مكتوم و پوشيده ماند، و اهل آن مورد ظلم و ستم قرار گرفتند، و هيچ راهى براى ابراز علم و دانش خود نداشتند، جز اين كه آن را پنهان بدارند، و يا در پرده از آن سخن گويند.
آن نسل سپرى شد، و نسل ديگر جاى آن را گرفت نسلى كه به ولايت ائمّه (ع) آگاه نبود، و دشمنى آنان را نيز در دل نداشت، و نمىدانست چه كند،
«٨» اشاره به مثل معروف ((عندالصباح يحمد القوم السرى )) مردم كاروانى را كه در شب راه پيموده و رنج سفر برده در بامداد آن مى ستايند