راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ١٢٨ - فصل علم به قرآن منحصر به روايات معصومين (ع) است
و دانش را از چه كسانى فرا گيرد، ناگزير به گروههايى مجادلهگر و هواپرست رو آورد گروههايى نادان و شكّاك، و پنداشت كه آنان دانايان و عالمانند.
آنها با آراى خود آن نسل را فريب مىدادند، زيرا همه احاديثى كه اين هواپرستان و بدعتگذاران درباره حلال و حرام و واجبات و احكام از پيامبر خدا (ص) در دست داشتند، بنا بر آنچه گفتهاند«٩» از چهار هزار تجاوز نمىكرد، و اين مقدار حديث براى آنها كافى نبود. از اين رو هر زمان حادثهاى روى مىداد، كه در برخورد با آن روايتى نداشتند، بر اساس اصول و قواعد مستند بر احاديثى كه از ساختهها و افتراهاى رهبران و رؤساى آنهاست به استنباط حكم و صدور رأى مىپرداختند. (مثلا) براى اين كه آراى فاسد خود را رواج دهند، اين روايت را جعل كردند كه پيامبر خدا (ص) به معاذ بن جبل به هنگامى كه او را روانه يمن ساخت، فرموده است: «به چه چيزى داورى مىكنى، پاسخ داد:
به كتاب خدا، پيامبر (ص) فرمود: درباره آنچه در كتاب نباشد؟ گفت به سنّت، فرمود: نسبت به آنچه در سنّت نباشد، گفت: با اجتهاد به رأى خودم داورى مىكنم، فرمود: سپاس ويژه خداوندى است كه فرستاده فرستادهاش را فقيه گردانيده است»«١٠» اين روايت را قرآن ضمن بسيارى از آيات تكذيب مىكند، از جمله آنهاست: وَ لا تَقْفُ ما لَيْسَ لَكَ به عِلْمٌ«١١» و: إِنْ يَتَّبِعُونَ إِلَّا الظَّنَّ«١٢»، و: إِنَّ الظَّنَّ لا يُغْنِي من الْحَقِّ شَيْئاً«١٣» و: وَ أَنْ تَقُولُوا عَلَى الله ما لا تَعْلَمُونَ«١٤» و: أَنِ احْكُمْ بَيْنَهُمْ بِما أَنْزَلَ الله وَ لا تَتَّبِعْ أَهْواءَهُمْ«١٥» و:
«٩» منها ج السنه ابن تيميه ج ٤ ص ٥٩
«١٠» العلم ابن عبدالبر المختصر ص ١٢٦
«١١» اسراء / ٣٦: آنچه را نمى دانى پيروى مكن
«١٢» انعام / ١١٦: تنها از گمان پيروى مى كنند
«١٣» يونس / ٣٦: گمان (انسان را) از حق بى نياز نمى كند
«١٤» بقره / ١٦٩: و اين كه آنچه را نمى دانيد درباره خدا بگوئيد
«١٥» مائده / ٤٩: و بايد در ميان آنها برابر آنچه خداوند نازل كرده حكم كنى و از هوسهاى آنان پيروى مكن