راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ١٢٣ - باب دوّم
واجب كفايى مىباشند، مانند كشاورزى، بافندگى، سياست، بلكه حجامت، زيرا اگر شهر از حجامتگر خالى بماند، هلاكت به اهل آن شهر رو مىآورد، و مردم با فقدان آن خود را در معرض نابودى قرار داده دچار سختى مىشوند، زيرا آن كه درد را داده، درمان را نيز فرستاده و مردم را به استفاده از آن ارشاد كرده، و اسباب به دست آوردن آن را فراهم ساخته است. بنابراين با اهمال و سستى در معالجه نبايد خود را در معرض هلاكت قرار داد.
امّا آنچه فضيلت به شمار مىآيد، و واجب نيست از قبيل تعمّق در دقايق حساب و حقايق دانش پزشكى و جز اينهاست كه مىتوان از آنها بىنياز بود، ليكن تحصيل آنها مايه مزيد قوّت بر مقدار مورد احتياج است.
دانشهاى نكوهيده علم سحر و طلسمها و شعبده و جادوگرى است.
دانش مباح مانند علم به اشعارى است كه خالى از سخافت فكر باشد، و علم تاريخ و امثال آنهاست.
امّا علوم شرعى كه مقصود ما بيان آنهاست همگى مطلوب و پسنديدهاند.
ليكن گاهى دانشهايى كه به گمان بعضى شرعى مىباشند با علوم شرعى مشتبه مىشوند. بنابراين علوم مذكور نيز به پسنديده و نكوهيده تقسيم مىشوند. علوم پسنديده شرعى چهار قسم است: اصول، فروع، مقدّمات و متمّمات.
١- اصول: مشتمل بر چهار چيز است: كتاب خداوند (قرآن) سنّت پيامبر (ص)، اجماع امّت و آثار صحابه. اجماع بدان سبب اصل است كه بر سنّت دلالت دارد، از اين رو در مرتبه دوّم اصل قرار دارد. آثار صحابه نيز به همين گونه است چه آنها هم بيانگر سنّت پيامبر (ص) مىباشند».
مىگويم: بنابر مبانى ما (شيعه) درست اين است كه به جاى آثار صحابه آثار اهل بيت يعنى امامان معصوم (ع) گفته شود، زيرا همه آثار صحابه براى ما حجّت نيست، و چنان كه در جاى خود ثابت شده تنها آثار معصومين (ع) مىتواند سند و حجّت باشد.
٢- فروع: عبارت از علومى است كه از اصول دانسته مىشود: امّا نه به