راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٤٣٨ - فصل اختلاف ظاهر و باطن
فهم آن تنها به خواصّ اختصاص دارد، و بر آنها لازم است كه آن را جز براى اهلش افشا نكنند، چه به سبب نارسايى فهمشان براى آنها فتنه خواهد شد، و راز روح كه پيامبر (ص) آن را مخفى داشت، و از بيان آن خوددارى فرمود از همين قسم است، زيرا ماهيّت روح از جمله چيزهايى است كه افكار از درك آن ناتوان، و اوهام از تصوّر حقيقت آن قاصرند، و نبايد گمان كرد كه راز روح بر پيامبر خدا (ص) مكشوف نبوده است، زيرا كسى كه روح را نشناسد مانند آن است كه خود را نشناخته، و آن كه خود را نشناخته است چگونه مىتواند پروردگارش را بشناسد، و دور نيست كه اين راز بر برخى از اوليا و علما نيز مكشوف باشد، و اينان اگر چه پيامبر نيستند ليكن به آداب شرع مؤدّب و آراستهاند، و از آنچه شرع خاموشى گزيده خاموشى اختيار كردهاند، همچنين در صفات حق تعالى نكات و اسرارى است كه اكثر مردم از درك آنها ناتوانند، و پيامبر خدا (ص) از اين صفات جز آنچه را كه بر افكار و اذهان روشن است ذكر نكرده است مانند علم و قدرت و جز آنها تا مردم اين معانى را با توجّه به نوع مناسبتى كه با علم و قدرت آنها دارد درك كنند، چه آنان داراى صفاتى هستند كه آنها را علم و قدرت مىنامند، و مىتوانند با يك مقايسه علم و قدرت خداوند را بفهمند، و اگر صفتى براى خداوند ذكر مىكرد كه از آن چيزى در خلق وجود نداشت تا الگو و نمونه آن باشد، مردم نمىتوانستند آن صفت را درك كنند، چنان كه اگر لذّت جماع را براى كودك يا عنيّن شرح دهند آن را نخواهند فهميد مگر اين كه آن را با لذّت طعامى كه خورده و چشيده است مقايسه كنند، و با اين حال شناخت آنها نسبت به اين معنا حقيقى و واقعى نيست، و اختلافى كه ميان علم و قدرت خداوند با علم و قدرت خلق وجود دارد خيلى بيشتر از اختلافى است كه ميان لذّت مباشرت و خوردن موجود است.
خلاصه انسان تنها نفس و صفات خويش را كه در دسترس دارد، و يا آنچه پيش از اين برايش وجود داشته است مىتواند درك كند، و با مقايسه با خود قادر است صفت غير خود را بفهمد، و پس از آن باور كند كه ميان آنها از حيث