راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٥٩٤ - فصل توجه به خداوند
سئوال و بازخواست او قرار مىگيرى به يادآورى، و بدانى كه هم اكنون نيز در برابر خداوند متعال ايستادهاى و او از دل تو آگاه است. پس اگر از شناخت كنه جلال او ناتوانى دست كم در برابر او چنان بايست كه در برابر يكى از پادشاهان زمان مىايستى، يا حتى فرض كن كه در طول نماز خود مردى شايسته از خاندانت يا از كسانى كه دوست دارى تو را به صلاح و تقوا بشناسند با دقّت و مراقبت به تو مىنگرد، چه در اين صورت از بيم آن كه مبادا اين شخص درمانده بينوا به تو نسبت كمى خشوع دهد، اندام تو آرام و اعضايت خاشع و همه اجزاى بدنت بىحركت خواهد بود، و هرگاه با ملاحظه بندهاى بيچاره در خود احساس ضبط نفس و رودربايستى كنى نفس خويش را مورد سرزنش قرار ده و به او بگو: تو ادعّا مىكنى كه خدا را مىشناسى و او را دوست مىدارى آيا از گستاخى خود نسبت به او شرم نمىكنى كه بندهاى از بندگان او را تا اين حدّ توقير و تعظيم مىكنى، و از آنان مىترسى ليكن از او بيمى ندارى در حالى كه او سزاوارتر است به اين كه از او بيمناك باشى. از اين رو هنگامى كه از پيامبر (ص) مىپرسند: شرم از خداوند چگونه است؟ فرمود: «همان گونه كه از مرد پارساى خاندانت شرم مىكنى.»«٢٧»
فصل: توجه به خداوند
مىگويم: امّا درباره توجّه، يكى از دانشمندان ما«٢٨» گفته است: هنگامى كه تكبيرات را آغاز مىكنى عظمت خداوند سبحان را به ياد بياور، و در برابر قدرت كبريايى او خود را كوچك، و عبادتت را ناچيز بدان، و كوشش خود را در انجام وظايف خدمت و به كمال رسانيدن حقيقت عبادت زبون و اندك بشمار، و در آن هنگام كه مىگويى: اللهم انت الملك الحق، در عظمت ملك و
«٢٧» عراقى گفته است : خرائط ى آن را در مكارم الاخلاق از حديث ابى هريره نقل كرده است شعب الايمان بيهقى از حديث سعيد بن زيد به طور مرسل
«٢٨» اسرارالصلاة شهيد دوم